همچون رگی که عاشق تیغ است دست از وصالت بر نمی دارممن مطمئنم بر نمی گردیامّا عمیقا دوستت دارمبا کودتای رفتنت آخرجمهوری جانم ز هم پاشیدغــم در درونـم انـقلابی کـردجـوری که درد از درد می نالید