{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو را یک شب بارانی

تو را یک شب بارانی
من از رویای اشک آلوده ی حَسرت
که از بُغض غم دوری
لبریز است
دُزدیم
تو را یک شب ظلمانی
من از خواب و خیالی رفته تا فریاد
بر این ظلمت سرای روشن بیداد
دُزدیم
#شهزاد
دیدگاه ها (۳)

در چروکیده ترین درد سکوتم بودی در سراشیب ترین قصه هبوطم ب...

عاشقی در کوی دل حال پریشان می دهد چشم خشکیده به راهم، بوی با...

وقت آن استکه غمت را به کناری ببرمبا هم از اشک بگوییمو دل و خ...

مرا تاریک و تنها آفریدند شبی هم بغض دریا آفریدند در آوار همه...

ای دوری‌گزیده، ای نشسته به جان!شب‌ها، بی‌تو، قفس‌اند و خاطرا...

غمِ  تنهایی  عذاب  است  به یادت  چه کنم دلِ  سر گشته ىِ من  ...

"میخواهم بدانی که تمام نشده ای!"از ذهنم نرفته‌ای و هنوز در ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط