ای دوریگزیده، ای نشسته به جان!
ای دوریگزیده، ای نشسته به جان!
شبها، بیتو، قفساند و خاطرات، شکنجه. عهدِمان، ریسمانی بود زرین، گسستنش تقدیر، و مرا، حسرت، همآغوش. چشمانم، آینهیِ محوِ دیروز، صدایت، پژواک اندوه. این زخم، روحسوز، و من، تا ابد، یادگار تو.
شبها، بیتو، قفساند و خاطرات، شکنجه. عهدِمان، ریسمانی بود زرین، گسستنش تقدیر، و مرا، حسرت، همآغوش. چشمانم، آینهیِ محوِ دیروز، صدایت، پژواک اندوه. این زخم، روحسوز، و من، تا ابد، یادگار تو.
- ۵۷
- ۲۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط