گوشه ی پرده را می کشد و با چشمانی که شور و شوق کم رنگی در

گوشه ی پرده را می کشد و با چشمانی که شور و شوق کم رنگی در آنها پیداست، به دانه های سفید برف نگاه می کند؛
بعد هم موهای طلایی رنگ اش را از جلوی چشمانش کنار می زند و زیر لب می گوید"اخ زمستونِ قشنگ."
نگران نگاهش می کنم،در رفتار و حتی در لحن صدایش، هیچ اثری از آن شیطنت های قدیمی اش پیدا نیست.
از روی کاناپه بلند می شوم و کنارش می ایستم.
"چی شده بهت!؟"
لبخند مصنوعی اش را کش می دهد"خوبم بابا! چیزیم نیست که...فقط یه خورده اروم شدم."
همانطور که دستان سردش را فشار می دهم،خیره به چشمان سبزش می‌گویم:"مثل ارامشِ قبلِ طوفان!؟"
پقی می زنند زیر خنده!
سری تکان می دهد و ابروهایش را بالا می‌اندازد"مثلِ ارامش بعدِ طوفان!
درست عین آروم بودن حال اونی که دیگه طوفانی براش نمونده و هیچی واسه از دست دادن نداره.
اونی که کسی پهلوش نمونده و یه گوشه کز کرده و داره مردم طوفان زده رو فقط‌نگاه می کنه."
نفس عمیق پر دردی می کشد و
ارام زمزمه می کند"فقط نگاه..."
#آهآر
-ژینا.ه
دیدگاه ها (۱)

دوستتـ دارمـ، مثل درختی که باران را. بی‌نیاز از دلیل، بی‌انت...

سناریو بی تی اس:وقتی بهشون بی محلی می‌کنی:چند ساعتی است که س...

سناریو و وانشات توکیو ریونجرز مجازات_یک_ماهه#سناریو─────────...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟙𝟘Que sera sera𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃˖♪彡طبقه دو...

پارت ۱۴: فرار به سویِ روشناییا.ت با نگاه به کدهایی که روی ما...

کاتسوکی مقابل در ورودی خوابگاه ایستاد و با پشتِ دستش، به شون...

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک: فرشته‌ای در میان طوفانزندگی **...

چند پارتی بازی ممنوع

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p96هوای سرد ساختمان متروک، نفس کشیدن رو ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش اول_ "تا بر تو نظر کردم ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط