برکه بودم در خیالم شوق ماندن داشتم
برکه بودم در خیالم شوق ماندن داشتم . .
بر تنم ، تصویر ماهش را نگه میداشتم ؛
‹ رفت و بیاو مرگ هم جویای حال ما نشد !
زندهبودن را چنین مشکل نمیپنداشتم ›
گفت بعد از من به دنبال کسی دیگر بگرد ،
کاش بعد از رفتن او پای گشتن داشتم . .
‹ با تمام شهر اگر ناسازگاری کردهام !
جای او را در دلم خالی نگه میداشتم ›
دوستها را حذف کردم تکتک از تنهاییام ؛
جا برای هیچکس جز یاد او نگذاشتم .
‹ وصل او را از خدا میخواستم تا قبل از این!
دیدمش با دیگری . . دست از دعا برداشتم . ›🤍
بر تنم ، تصویر ماهش را نگه میداشتم ؛
‹ رفت و بیاو مرگ هم جویای حال ما نشد !
زندهبودن را چنین مشکل نمیپنداشتم ›
گفت بعد از من به دنبال کسی دیگر بگرد ،
کاش بعد از رفتن او پای گشتن داشتم . .
‹ با تمام شهر اگر ناسازگاری کردهام !
جای او را در دلم خالی نگه میداشتم ›
دوستها را حذف کردم تکتک از تنهاییام ؛
جا برای هیچکس جز یاد او نگذاشتم .
‹ وصل او را از خدا میخواستم تا قبل از این!
دیدمش با دیگری . . دست از دعا برداشتم . ›🤍
- ۷۳۷
- ۲۶ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط