{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برکه بودم در خیالم شوق ماندن داشتم

برکه بودم در خیالم شوق ماندن داشتم . .
بر تنم ، تصویر ماهش را نگه می‌داشتم ؛

‹ رفت و بی‌او مرگ هم جویای حال ما نشد !
زنده‌بودن را چنین مشکل نمی‌پنداشتم ›

گفت بعد از من به دنبال کسی دیگر بگرد ،
کاش بعد از رفتن او پای گشتن داشتم . .

‹ با تمام شهر اگر ناسازگاری کرده‌ام !
جای او را در دلم خالی نگه می‌داشتم ›

دوست‌ها را حذف کردم تک‌تک از تنهایی‌ام ؛
جا برای هیچکس جز یاد او نگذاشتم .

‹ وصل او را از خدا می‌خواستم تا قبل از این!
دیدمش با دیگری . . دست از دعا برداشتم . ›🤍
دیدگاه ها (۰)

به نام خداوند اردیبهشت که سعدی به نامش گلستان نوشت....🕊امروز...

دستانِ دختری،مرا،چون شکوفه‌هایِ نارنج،می‌چیند؛در گریزِ بیهود...

آرام باش عزیزِ من آرام باش؛ حکایت دریاست زندگی؛ گاهی درخشش آ...

گفت بعد از من به دنبال کسی دیگر بگردکاش بعد از رفتن او پای گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط