p.2
p.2
دختر با شنیدن این کلمات و حرف ها قلبش به تپش افتاد..
دست و پاش روگمکرد ولی سعی کرد آروم باشه..
نفس عمیقی کشید و با مشت های کوچیکش پسر رو هل داد..
ولی پسر هیچتکونی نخورد..
دختر اخم غلیظی کرد..
+هوی برو اونور دیگه
پسر پوزخند زد و مچ دختر روگرفت و چسبوندش به دیوار
+اههه چیکارمیکنی..
سعی کرد خودشو آزاد کنه ولی عمرا زورش به پسر میرسید
صورتشو به سمت دخترنزدیک شد و روی لبای دختر زمزمه کرد..
-ببین.. فقط یکباردیگه.. تقلا کنیکه از دستمدر بری.. منمیدونم و تو
دختر به چشمایپسر نگاه کرد..
همونچشمای زیبا...
مردمک چشماش به لرزش افتاد..
دست و پاش رو گمکرده بود..
نفساش به لرزش افتاده بود
پسر متوجه این علائم شد..
لبخندی زد ونزدیکتر شد..
دختر با شنیدن این کلمات و حرف ها قلبش به تپش افتاد..
دست و پاش روگمکرد ولی سعی کرد آروم باشه..
نفس عمیقی کشید و با مشت های کوچیکش پسر رو هل داد..
ولی پسر هیچتکونی نخورد..
دختر اخم غلیظی کرد..
+هوی برو اونور دیگه
پسر پوزخند زد و مچ دختر روگرفت و چسبوندش به دیوار
+اههه چیکارمیکنی..
سعی کرد خودشو آزاد کنه ولی عمرا زورش به پسر میرسید
صورتشو به سمت دخترنزدیک شد و روی لبای دختر زمزمه کرد..
-ببین.. فقط یکباردیگه.. تقلا کنیکه از دستمدر بری.. منمیدونم و تو
دختر به چشمایپسر نگاه کرد..
همونچشمای زیبا...
مردمک چشماش به لرزش افتاد..
دست و پاش رو گمکرده بود..
نفساش به لرزش افتاده بود
پسر متوجه این علائم شد..
لبخندی زد ونزدیکتر شد..
- ۸۹.۳k
- ۱۶ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط