کجای ادبیاتم گم شده ای...
کجای ادبیاتم گم شده ای...
میان کاغذهای مچاله شده...
میان مدادرنگی های دوران کودکی ام و مداد سفیدی که هیچگاه نتراشیدمش...
تورا لا به لای گل های همین باغچه میجویم که نکند زمان چیدن بنفشه ای از فکرم افتاده باشی
تورا میان سی و دو حرف میجویم
در فنجان قهوه ام که شاید رد پایت در آن نقش بسته باشد
تورا کنج خیال تمام این سالها که در سرم پروراندمت میجویم
میان خواب اقاقی ها...
میان خواب اقاقی ها...
میان...
راستی هنوز شبها آرام میخوابی؟؟
یا مثل من میگرنت عووود میکند؟
میان کاغذهای مچاله شده...
میان مدادرنگی های دوران کودکی ام و مداد سفیدی که هیچگاه نتراشیدمش...
تورا لا به لای گل های همین باغچه میجویم که نکند زمان چیدن بنفشه ای از فکرم افتاده باشی
تورا میان سی و دو حرف میجویم
در فنجان قهوه ام که شاید رد پایت در آن نقش بسته باشد
تورا کنج خیال تمام این سالها که در سرم پروراندمت میجویم
میان خواب اقاقی ها...
میان خواب اقاقی ها...
میان...
راستی هنوز شبها آرام میخوابی؟؟
یا مثل من میگرنت عووود میکند؟
- ۴۳۲
- ۱۴ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط