به خدا که بسپاری حل می شود

به خدا که بسپاری حل می شود
خودم دیده ام وقتی که از همه بریده بودم
بی هیچ چشم داشتی هوایم را داشت
در سکوت و آرامش،کار خودش را می کرد
و نتیجه را نشانم می داد که یعنی ببین تو تنها نیستی

خودم دیدم وقتی همه می گفتند این آخر خط است
با اشاره حالی ام می کرد که به دلت بد راه نده
تا من نخواهم هیچ آخری،آخر نیست
و هیچ آغازی بدون اذن من سر نمی گیرد

خودم دیدم وقتی همه سعی بر زمین زدنم داشتند
دستان مرا محکم می گرفت و مرا بالاتر می کشید
تا از گزندشان در امان باشم
هرکجا آدم ها دوستم نداشتند
او دوستم داشت و خلأ احساس مرا یک تنه پر می کرد

اوست از پدر پناه دهنده تر
و از مادر،مهربان تر

اوست از هر کسی تواناتر
من کارم را به خدا سپرده ام
و او هرگز بنده اش را ناامید نمی کند

« أَلَیْسَ اللَّهُ بِکَافٍ عَبْدَهُ »
چرا...
کافی ست،به خدا که خدا همه جوره برای بنده اش کافی ست...

#خالق یکتا
#عاشقانه
#خاصترین
دیدگاه ها (۲)

در کافه‌ی تنهایی امشب بی قرارم... سهمم فقط فنجانی است از انت...

دیوانه نمودم دل فرزانه خود رادر عشق تو گفتم همه افسانه خود ر...

شوق دیدار تو را دارم نمی آیی چرامثل باران،تند میبارم نمی آیی...

سهم من از زندگی ای کاش چشمان تو بوددر میان دست من گرمای دستا...

سلام به نام خدا

#داستان_کوتاه_آموزنده جنازه ای که زنده شد❗️حاج حسین گنابادی ...

معرفت به نورانیت امیرالمومنین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط