{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یگانه جووون!

یگانه جووون!
اجی هانیه خیلی حالش بده...
اجی هانیه این حرفارو به من زد و من تصمیم گرفتم اینجا بزارم...
چون میدونم که اون نمیخونه!
راستی اگه حرفمو باور نداری از اجی سحر بپرسی بهت میگه:
.
.
.
هانیه:اجی ثمین حالم خیلی خرابه!دیروز داشتم پستای اونو میخوندم،یه چیزی دیدم که حالمو خراب کرد:نوشته بود "الان که میخوامت کجایی"
من:خب اجی چرا باهاش آشتی نمیکنی؟مطمئنا اونم دوست داره و حالش الان بهتر از تو نیست!
هانیه:هه.اجی چه حرفایی میزنیا!اگه منو دوست داشت که...
من:که چی؟میومد باهات حرف میزد؟خودت خوب میدونی اونم یه فروردینیه و غرورش بیشتر از تو بهش حاکمه!
هانیه:یعنی میگی من برم آشتی؟نکنه یادت رفته که منم یه فروردینی ام؟درضمن غرور منم از اون بیشتره.مخصوصا وقتی که کاری هم نکرده باشم!
من:اجی جووون!؟
هانیه:بله؟؟؟
من:چرا داری این طوری میکنی؟الان کسی که داره صدمه میبینه تویی نه اون!آره اصلا شاید این حرف که اون الان حالش خوبه درست باشه؛پس فقط تویی که حالت خرابه!
هانیه:خب که چی؟
من:میخوای حالت خوب شه؟
هانیه:معلومه اجی!دیوونه ای؟
من:دو راه داری!
هانیه:بعد دقیقا اون دو راه چیه؟آهان بزار خودم بگم:1-تو برو آشتی کن2-تو برو آشتی کن؟
من:خخخ اجی تو از من دیوونه تری که!راه اول رو خوب اومدی ولی راه دومو نه...
هانیه:؟؟؟!!!؟؟؟
من:کلا بی خیال دوستی این مدتتون شو.
هانیه:ثمین بدجور سرت به تنت اضافی کرده ها!
من:چرا ناراحت میشی؟آها چون هنوز دوسش داری؟
هانیه:خفه شو لطفا!
من:نمیشم...
هانیه:خخخ حالا چرا داریم راجع به کسی که وجود نداره حرف میزنیم؟خب بیا از کلاس زبان بگیم!دیدی دیروز ساناز چه طوری جواب تیچرو داد؟منکه مردم از خنده!
من:حرفو عوض نکن!
هانیه:ببین اگه میخوای بیا درمورد خودمون حرف بزنیم،اگه نه هم برو بشین سر مشقت که دوباره ننویسی تیچر بیچاره ات میکنه!
من:هه هه!این دفعه من جلوترم!دیشب نوشتم خانوووم!
هانیه:من ننوشتم پس فیلا بای...
من:دوسش داری؟
هانیه:کی رو؟
من:ننه احمدو!کی رو؟یگانه رو دیگه!
هانیه:ثمین جان آثار دهن لقیت هنوز تو کشوی میزم مونده...
من:اون موقع به صلاحت بود.
هانیه:نکنه الانم به صلاحمه؟!؟
من:نه نه نه...این دفعه دیگه نه!
هانیه:خب آره...
من:چی آره؟
هانیه:اینکه ننه احمدو دوس دارم.
من:ننه احمد؟نکنه مادر شوورته؟
هانیه:ثمین خفت میکنما!
من:نه جدی گفتم.آخه نفهمیدم کی رو دوست داری.
هانیه:بی شعور یگانه رو.
من:یگانه رو چی؟
هانیه:یگانه رو دوس دارم.
من:"دوس" دارم؟مگه خودت نگفتی "ت" آخرش به معنای مالکیته؟
هانیه:خوبه خودت داری میگی!به معنای مالکیته...
من:تو بگو اونوقت مالکش میشی.
هانیه:اوهووو...باشه،اینم دیکته شب من:من ثمین را دوست دارم!
من:عبضییییییییییییی!من شوور دالم.
هانیه:خخخ یگانه هم داره.
من:کییییییییییییییییییییییییییییییییی؟
هانیه:ایلاییییییییییییییییییییییییییییییی...
من:اوهوووووووووووووووووووووووووووو...
هانیه:اهییییییییییییییییییییییییییییییییییم...
من:باشه تو به عنوان خواهرش بگو.
هانیه:خیلی دلم میخواد یه جوری جواب اون پستشو بدم "الان که میخوامت کجایی"
من:من جواب بدم؟
هانیه:میتونی؟
من:آره...
هانیه:پس بگو:اگه میخواستیش نمیرفت!
من:نمیگم!
هانیه:به عنم...
من:بی شووووووووووووووووول...
هانیه:خودتییییییییییییییییی...
من:اگه بگی "من یگانه را دوست دارم" بش میگم!
هانیه:اوکی بابا!من یگانه را دوست دارم.
من:باش فیلا من برم!همونطوری که گفتی مشقای زبان مونده!
هانیه:عبضییییییییییِ دروغگوووووووووو...
من:حالا تو کلاس پدرمو در بیار...
هانیه:باش برو...نصفه ننویسیا...من دیگه برات نمی نویسم!
من:مینویسی...
هانیه:نمینویسمممممممممممممممممممممم!
من:اوکی فیلا!
هانیه:با بای اجی بووووووووووسسسسسسسس.
من:بوسسسسسسسسسسسس
.
.
.
من فقط خواستم بهت نشون بدم دوست داره خانومی!
دیگه دست خودته..
دیدگاه ها (۵)

اوه خب تو اگه اینقدر روسیه رو دوست داری برو همون روسیه اصن چ...

زندگی پر بحث سه دوست(معمولا نیمه خون آشام) پارت ۱۷

درسته درس خوندن سخته ولی میدونی چیه

خب خارکصه چرا تو استیریت باید پسره رفیقشو از پشت بغل کنه 👺به...

سناریو:وقتی بچه بودی عاشقش بودی،ولی اون ازت متنفر بود.ولی ال...

BTS Reaction | جرئت حقیقت وقتی جرئت می‌کنی بهشون بگی «اگه جر...

گل خونی پارت 40+ جیمی رو برایم پیدا کن = چشم و بعد تهیونگ گو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط