{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قلبم بی تابانه بهانه ی کسی را میکند که بار سفر بسته و رفت

قلبم بی تابانه بهانه ی کسی را میکند که بار سفر بسته و رفته است.

رفته و چقدر زود از یاد برده که

نگاهی بی صبرانه منتظر نگاه های اوست

که چقدر آغوشی تشنه ی بغل های اوست

و این قلب دیوانه ی من باید رنج بکشد و

صبوری کند.

تا از یاد ببرد صاحبش را.

تا عشقی که سراسر وجودش را به لرزه می انداخت را فراموش کند.

و فراموش کند که روزی کسی بود

که برایش زندگی بود.
دیدگاه ها (۱)

نگاهت که می کنم چیزی مرا از " نداشـتـن " ها جدا می کند با ...

مدت هاست با خودم فکر میکنم... چگونه شروع شدی در من! وقتی که ...

باشد روزی به امید بهارانروی دامن صحرا لاله رویدشعر هستی بر ز...

نداند رسم یاری بی وفا یاری که من دارم به آزار دلم کوشد دل‌آز...

💠نشانه های دوست واقعی🌸امام علی علیه السلام فرمودند:🔰«لا يَكُ...

انسان بودن، فقط یک زیستنِ ساده در بستر زمان نیست؛ یک سفر مست...

*.the Law of Violence.*

#سایه_های_نقره_ای ✨پارت هفتم: آینه‌ی سیاه و حقیقتِ خونینموجو...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۱: وداع در سکوتفضای فرودگاه به ط...

The Joke That Broke Us

💙در میان راهروهای سردِ بلاتکلیفی، هنوز صدای تپشِ قلبت را از ...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۱۸: نقابِ نفوذناپذیرحادثه‌ی اتاق،...

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)»🎼 پارت پنجم: رقصِ سایه‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط