{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لاف زدم ز جام او،

لاف زدم ز جام او،
گام شدم به گام او
عشق چو گفت نام او،
من نه منم نه من منم
(غزل مولانا)
دیدگاه ها (۱)

سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانمرنگ رخساره خبر می‌دهد از ح...

زندگی آنقدر ارزش دارد که به خاطر آن از همه هستی خود مایه بگذ...

یا رب این شمع شب افروز ز کاشانه کیستجان ما سوخت بپرسید که جا...

امید چونان پرنده ایست که در روح آشیان دارد و آواز سر می ده...

چو نمازِ شامِ هر کس بنهد چراغ و خوانیمنم و خیال یاری غم و نو...

هله عاشقان بکوشید، که چو جسم و جان نمانددلتان به چرخ پَرَّد،...

این ابیات زیبا و پر از تصویرسازی، غزل شماره ۳۳۶ از **بیدل ده...

تو چرا جملہ نبات و شڪریتو چرا دلبر و شیرین نظریتو چرا همچو گ...

عاشقانه های شبنم

Attar050511

تقدیم به زندگیم:ما با غمت ز شادی عالم گذشته ایمور  بنگری ز ل...

تماشا می‌کند هر دم، دلم در باغ رخسارشبه کام دل همی نوشد، میِ...

جرعه ای عشق نوش جان کنیم از مولانا تا روحمون تازه شود و لحظه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط