{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝
Season²
PART³⁸

(نایون+)(جونگکوک–)
+اونطوری بهم خیره نشو حواسم پرت میشه!
جونگکوک خندید و دستاش رو گذاشت روی چشماش
–بفرما الان دیگه هیچی نمی‌بینم!
نایون خندید و به کارش ادامه داد...همه چیز همینطوری ادامه پیدا کرد و جونگکوک گهگاهی هی می‌گفت می می‌تونه دستاش رو برداره و نایون مدام می‌گفت هنوز نه و اذیتش میکرد...بعد از اینکه نایون میکاپش رو تموم کرد و کفش هاش رو پاش کرد جلوی جونگکوک ایستاد
+حالا میتونی ببینی!
جونگکوک خندید و دستاش رو از چشماش برداشت و چندتا پلک زد تا دیدش دوباره خوب بشه و با دیدن نایون دست زد و بـ‌وسه ای کوتاه و سریع به لـ‌ب نایون زد
–خوشگل بودی خوشگلتر شدی!
+منو خیلی لوس می‌کنی!
–خوشت نمیاد؟
+کیه که بدش بیاد؟
نایون خندید...جونگکوک دست نایون رو گرفت و به سمت در آپارتمان رفتن و جونگکوک در رو باز کرد و با حالتی مسخره گفت
–لیدیز فرست!
نایون خندید و اول از آپارتمان خارج شد و پشت سرش جونگکوک هم رفت...با آسانسور رفتن سمت پارکینگ و جونگکوک در ماشین رو باز کرد و نایون سوار شد و آروم در رو بست و بعد سمت در راننده رفت و خودش هم سوار ماشین شد...و مسیر رانندگی به سمت مرکز خرید رو شروع کرد...در تمام مدت رانندگی دست نایون رو گرفته بود و گاهی به دستاش بـ‌وسه میزد و تنها وقتی دستش رو رها میکرد که میخواست دنده عوض کنه و بعد از اون دوباره دستش رو می‌گرفت...
+خیلی هیجان زده ام!
–برای خونمون؟
+برای همه چیز!اینکه داریم پدر و مادر میشیم و اینکه داریم ازدواج میکنیم و هر چیز دیگه ای که داره اتفاق میوفته
–منم هیجان زده ام برای اینکه بلاخره بدون مانع و بدون نیاز به مخفی کردن رابطمون میتونم کنارت باشم!
+حق با توعه!بینظیر ترین قسمتش همینه!
–اوهوم...
+جونگکوک امروز داشتم فکر میکرد و یه چیزی خیلی خنده دار و گیج کننده بود!
–چی؟
+خب ببین مادر من با پدر تو ازدواج کرده و الان مادر من،مادر تو هم هست و پدر تو پدر من هم هست...
جونگکوک خندید
–یه لحظه صبر کن همینجا دارم گیج میشم!آرومتر بگو
نایون کمی مکث کرد و بعد ادامه داد
+داشتم حساب میکردم الان مادر من میشه مادرشوهرم و پدر ناتنیم میشه پدر شوهرم و برای تو مادر ناتنیت میشه مادر زنت و پدرت میشه پدر زنت...
جونگکوک کمی فکر کرد تا درست متوجه بشه
–واو...واقعا گیج کنندست
+صبر کن هنوز مونده...از اونجایی که من خواهر ناتنیتم برای بچه هامون علاوه بر مادر میشم عمه و تو هم چون برادر ناتنی منی علاوه بر پدر میشی دایی بچه هامون!
–نایون این خیلی گیج کنندست اصلا ایده اش از کجا رسید به ذهنت
+نمی‌دونم فقط داشتم فکر میکردم‌...
–به معنای واقعی ذهنم قفل کرده!
+من خودمم وقتی داشتم بهش فکر میکردم خیلی گیج شدم!
–خب پس بیا بهش فکر نکنیم!فقط یه خانواده عجیب که بلاخره دارن شادی رو تجربه می‌کنن
+به جز نسبتی که توضیح دادم چیز دیگه ای برای عجیب بودن نداریم!
–چرا...تمام اتفاقاتی که پشت سر گذاشتیم!
+اوه درسته!
مکالمشون همونطوری ادامه پیدا کرد و درمورد آیندشون و بچه ها حرف زدن...به مرکز خرید رسیدن و جونگکوک ماشین رو توی پارکینگ پارک کرد و رفت سمت در و در رو برای نایون باز کرد و دستش رو دراز کرد تا نایون اون رو بگیره تا راحت تر پیاده بشه...بعد از پیاده شدن نایون در ماشین رو بست و دست نایون رو توی دستاش قفل کرد و به مرکز خرید رفتن... اولین فروشگاهی که رفتن برای خرید وسایل اتاق نشیمن مثل کاناپه و تلویزیون و اینا بود...نایون با دیدن اون همه تنوع دست جونگکوک رو رها کرد و سمت کاناپه ها رفت... جلوی یکیشون ایستاد
+جونگکوک اینو ببین!
جونگکوک خودش رو به نایون رسوند و کاناپه مورد نظرش رو دید
+قشنگه؟
–آره قشنگه ولی فقط قشنگی مهم نیست راحتی اولویته
+حق با توعه!
نایون نشست روی کاناپه و راحتیش رو امتحان کرد...
+خب پس این رد میشه چون یه کم سفته!
–بیا بریم چیزای قشنگ تر و راحت تر هم پیدا میکنیم!
دوباره نایون جلو زد و نوبتی کاناپه ها رو انتخاب می‌کرد...بلاخره یه ست شیری رنگ انتخاب کردن که میز عسلی گرد خوشگلی هم داشت...رفتن سراغ انتخاب راگ...و باهم سر یه راگ طوسی رنگ برای زیر کاناپه ها به تفاهم رسیدن...خریدشون توی اون فروشگاه ادامه پیدا کرد و باهم تقریبا تمام وسایل اتاق نشیمن رو خریدن...

ادامه دارد...
ـــــــــــــــــــــــــــ
شرطا:
15 لایک🪷
10 بازنشر🌷
ـــــــــــــــــــــــــــ
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬:𝐄𝐧𝐜𝐡𝐚𝐧𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐐𝐮𝐢𝐥𝐥
(طلسم‌گر قلم)
ـــــــــــــــــــــــــــ
#جونگکوک #ما‌نباید‌همدیگر‌رو‌میدیدیم‌اما‌دیدیم #رمان #فیک_جونگ_کوک #فیک_جونگکوک #فیک_بی‌تی‌اس
دیدگاه ها (۸)

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART³⁷(نایون+...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART³⁶(نایون+...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season¹PART¹³(نایون+...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season¹PART²³(نایون+...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط