{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شما را به خواندن این قصه دعوت میکنم👇

شما را به خواندن این قصه دعوت میکنم👇
یکی بود یکی نبود
این داستان زندگی ماست
همیشه همین بوده یکی بود یکی نبود
در اذهان شرقی مان نمی‌گنجد
با هم بودن با هم ساختن ،
برای بودن یکی ، باید دیگری نباشد
هیچ قصه گویی نیست
که داستانش این گونه آغاز شود
که یکی بود ، دیگری هم بود، همه با هم بودند
و ما اسیر این قصه کهن ،
برای بودن یکی ، یکی را نیست می‌کنیم
از دارایی ، از آبرو ، از هستی
انگار که بودنمان وابسته به نبودن دیگریست
هیچ کس نمی فهمد جز ما
و آن کس که نمی داند و نمی فهمد ،
ارزشی ندارد ، حتی برای زیستن
و این هنری است که آن را خوب آموخته ایم
هنر نبودن دیگری .
یکی هست ، دیگری هست ، همه هستیم
دیدگاه ها (۲)

هرگز از کسی که دوستتان دارد، سو استفاده نکنید.هرگز به کسی که...

لذت دنیاداشتن کسی ستکه دوست داشتن را بلد است.به همین سادگی…!...

زمان مانند یک رودخانه است هرگز نمیتوانی به یک جریان دوبارامی...

گاهـــــــــــــی آنچنان مزخرف می شــــــومکه برای دیگــــــ...

نمی‌شود از ڪنارِ گذشته رد شدفقط چون سال‌ها از آن گذشته استبع...

بسم الله الرحمن الرحیم ‌حکایت شیطان و کهن‌ الگوهایش :روزی شی...

کجا ....همه چیز از آنجا شروع شد ...

هنوز برای ساخت یک ایده باید ساعتها کدنویسی کنید

دلم میسوزه برای اون سطلیا که به خاطر اون چاهزاده خودشونو از ...

کامل‌ترین سبک زندگی:۱- پس از مطالعه مکاتب، ادیان و ایسم‌های ...

Dana-Apada

وقتی این حرامزاده نجس در سازمان ملل پیجر را بالا گرفت

𓋜 𝐼𝑑𝑒𝑎زمانی که پیمان‌نامه‌های قدیمی با خونِ اسلاف نوشته شدند...

شاید هیچ‌وقت دختری نداشته باشم که موهایش را آرام شانه بزنم، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط