{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفت:از حرفام نرنجیدی؟؟

گفت:از حرفام نرنجیدی؟؟
گفتم:نه!
گفت:ولی هر کی بود یه چیزی بهم میگفت!
گفتم:پدرم انسولین میزنه،اولا خیلی دردش میگرفت،بعدش کمتر شد،حالا هر وقت سوزنو تو پوستش فرو میکنه،فقط میخنده ...
الان منم اونطوری ام ...
🄱🄰🄷🄰🅁
دیدگاه ها (۵)

میگویند با هر کس باید مثل خودشرفتار کرد شما گوش نکنید!نگذار ...

همیشه فکر می‌کردم دلبر بودنفقط مخصوص خانم هاستمو‌ شانه کردن،...

روزی به شخصی گفتند:که چگونه زندگی خودت را آرام و بدون جنجال ...

بعضی ﺭﻭﺯﻫﺎ ...ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎﺳﺖ،ﺩﻟﺖ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻨﺸﯿﻨﯽ ﯾﮏ ﮔﻮﺷﻪ ﻭ ﺳﺮ...

هیچ‌وقت عوض نشو !رفتم توی مغازه کامپیوتری گفتم: ببخشید این ت...

سناریو بلولاک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط