#فراموشم_کن:)
#فراموشم_کن:)
برگشتم سمت صدا
عــــــه این که همون منشیس که اون دفعه دیدمش .
+ عااامم بله خودمم
_ اینجا چیکار میکنین؟ رئیس منتظرتونن
+ راستش اتاق رئیسو پیدا نکردم
-خب چرا از بخش اطلاعات نپرسیدین؟ همون دم در بود ک
یه نگاه به پشتم کردم .
عه وا . راست میگه . وات د ... :| یعنی انقد هول بودم ندیدم؟😶
واسه اینکه آبروم نره اومدم ماسمالیش کنم که خودش گفت :
_همراه من بیاین تا اتاقشون همراهیتون میکنم .
مثل جوجه اردک پشت سرش راه افتادم .
رفتیم طبقه اخر . از آسانسور که بیرون اومدیم گوشیش زنگ خورد .
بعد از جواب دادنش رو به من گفت :
_ خانوم متاسفم . برای من کار ضروری پیش اومده . اواسط همین راهرو سمت راست اتاق رئیسه . می تونین پیداش کنین . با اجازه .
نگاهی به راهروی رو به روم کردم .
اووووف اینجام که خر تو خره . خب مرتیکه نفهم دو قدم دیگه نشونم میدادی بعد میرفتی . من میتونستم پیدا کنم که از تو کمک نمیگرفتم .
خب حتما تابلویی چیزی زده به درش .
می تونم پیداش کنم . کاری نداره .
و با اعتماد به نفس یکی یکی تابلوهای کنار درا رو می خوندم .
+عــــاها ایناهاش . پیداش کردم .
و خیلی سریع در اتاقو باز کردم .
اوه مای گاد . باز گند زدم که😐💔
یارو انگار خیلی مشغول بود . البته با یکی از اون خانومای ....
خودتون بفهمین شرایطو دیگه🔞
با یه لبخند درو بستم . نفس عمیقی کشیدم و رو کردم سمت آسمون :
+ خدا جونم من 💩 خوردم . یه امروزو معجزه کن من گند نزنم . حداقل قبولم کنن ضایه نشم . مرسی فدات بوس :|
+ خو اگه این نبود حتما بغلیشه دیگه .
اینبار واسه اطمینان تقه ای به در زدم که صدایی گفت :
_بله؟
+ ببخشید . رئیس هان ؟
_خودمم . کاری داشتین؟
+ استخدامی جدیدم . آ/ت شی .
_ بفرمایین .
دوباره نفس عمیق کشیدم و آروم و با شخصیت رفتم تو .
_ منتظرتون بودم .
+ آه ببخشید دیر کردم . یه خورده درگیر مسائل شخصی شدم . ( آره جون خودم :| )
_ اشکالی نداره . من فرم درخواستتونو بررسی کردم و مشکلی نداشت. فقط میمونه امضا و اثر انگشت شما و تحویل کارت خدمتتون .
+ بله حتما .
کارا خوب پیش رفت و رئیس ازم خواست برمو کارتمو تحویل بگیرم .
نظر بدید خواهش میکنم🥺❤
برگشتم سمت صدا
عــــــه این که همون منشیس که اون دفعه دیدمش .
+ عااامم بله خودمم
_ اینجا چیکار میکنین؟ رئیس منتظرتونن
+ راستش اتاق رئیسو پیدا نکردم
-خب چرا از بخش اطلاعات نپرسیدین؟ همون دم در بود ک
یه نگاه به پشتم کردم .
عه وا . راست میگه . وات د ... :| یعنی انقد هول بودم ندیدم؟😶
واسه اینکه آبروم نره اومدم ماسمالیش کنم که خودش گفت :
_همراه من بیاین تا اتاقشون همراهیتون میکنم .
مثل جوجه اردک پشت سرش راه افتادم .
رفتیم طبقه اخر . از آسانسور که بیرون اومدیم گوشیش زنگ خورد .
بعد از جواب دادنش رو به من گفت :
_ خانوم متاسفم . برای من کار ضروری پیش اومده . اواسط همین راهرو سمت راست اتاق رئیسه . می تونین پیداش کنین . با اجازه .
نگاهی به راهروی رو به روم کردم .
اووووف اینجام که خر تو خره . خب مرتیکه نفهم دو قدم دیگه نشونم میدادی بعد میرفتی . من میتونستم پیدا کنم که از تو کمک نمیگرفتم .
خب حتما تابلویی چیزی زده به درش .
می تونم پیداش کنم . کاری نداره .
و با اعتماد به نفس یکی یکی تابلوهای کنار درا رو می خوندم .
+عــــاها ایناهاش . پیداش کردم .
و خیلی سریع در اتاقو باز کردم .
اوه مای گاد . باز گند زدم که😐💔
یارو انگار خیلی مشغول بود . البته با یکی از اون خانومای ....
خودتون بفهمین شرایطو دیگه🔞
با یه لبخند درو بستم . نفس عمیقی کشیدم و رو کردم سمت آسمون :
+ خدا جونم من 💩 خوردم . یه امروزو معجزه کن من گند نزنم . حداقل قبولم کنن ضایه نشم . مرسی فدات بوس :|
+ خو اگه این نبود حتما بغلیشه دیگه .
اینبار واسه اطمینان تقه ای به در زدم که صدایی گفت :
_بله؟
+ ببخشید . رئیس هان ؟
_خودمم . کاری داشتین؟
+ استخدامی جدیدم . آ/ت شی .
_ بفرمایین .
دوباره نفس عمیق کشیدم و آروم و با شخصیت رفتم تو .
_ منتظرتون بودم .
+ آه ببخشید دیر کردم . یه خورده درگیر مسائل شخصی شدم . ( آره جون خودم :| )
_ اشکالی نداره . من فرم درخواستتونو بررسی کردم و مشکلی نداشت. فقط میمونه امضا و اثر انگشت شما و تحویل کارت خدمتتون .
+ بله حتما .
کارا خوب پیش رفت و رئیس ازم خواست برمو کارتمو تحویل بگیرم .
نظر بدید خواهش میکنم🥺❤
- ۵.۳k
- ۲۶ مهر ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط