{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی دلم را بی هدف حراج کردم

وقتی دلم را بی هدف حراج کردم
یعنی که حکمم خشت بوده خاج کردم

یعنی غم تنهایی ام را دوست دارم
حتی خودم را , ازخودم اخراج کردم!

من ساقی شعرم; شعورخلق واداشت
خون جگرازسینه استخراج کردم!

بر ریشه داران، موجها، تخت روانند
خود را رها در سینه ی امواج کردم

حین قمارزندگی, بامعجز عشق
لیلاج ها را یک به یک ,حلاج کردم!

امروز عصای پیری ام را کاشتم چون
خودرا به آنچه داشتم محتاج کردم

هم نا امیدم , هم هنوز امیدوارم!
افسوس حکمم خشت بود و خاج کردم
دیدگاه ها (۱)

تنها باران است که گاهی در اوج تنهایی من، در آن لحظه که هیچک...

درد بی درمان شنیدی؟ حال من یعنی همین! ...

هر آدمـی یک آرزو دارد ........که همیشه برایش "آرزو" میماند ....

بزن گیتار که غم دارمتب دستاشو کم دارمبخون این قصه ی تلخی...ک...

وقتی دلم را بی هدف حراج کردمیعنی که حکمم خشت بوده خاج کردمیع...

وقتی دلم را بی هدف حراج کردمیعنی که حکمم خشت بوده خاج کردمیع...

شام آخر اثر لئوناردو داوینچی

عبدالله ایران سروایول

شما یادتون نمیاد ولی من یه زمانی نقاش کاغذ بودم

هنرگرد نقاشی گل و گیاه

مونا لیزا اثری از لئوناردو داوینچی

ددی خون آشام من

‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ #New post  ‌  ‌(♱𝆬)‌‌ ‌ ‌ ‌꩜〜〜〜〜〜〜 ♱𝆬 〜〜〜〜〜〜꩜. ...

‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ #New post  ‌  ‌(♱𝆬)‌‌ ‌ ‌ ‌꩜〜〜〜〜〜〜 ♱𝆬 〜〜〜〜〜〜꩜. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط