{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Y:نصفه شبی همینو می خواستی ؟! گروگان گرفته سدیم بدبخت

Y:نصفه شبی همینو می خواستی ؟! گروگان گرفته سدیم بدبخت
K:حالم بده یاماتو . روی شکمم ماده داغی حس میکنم
Y:نکنه خونریزی کرده باشی؟
افراد شرکت گمشده بعد از کمی کتک کاری به «محکم» صندلی بستند اون هم دقیقا کنار کپسول های گاز .
K:...یاماتو
کاکاشی دیگه توان حرف زدن نداشت .
نفس کشیدن در آن همه گاز غیر ممکن بود . کپسول های گاز یک مه غلیز را بین امید و ناامیدی را به وجود می آوردند .
Y:کاکاشی یکم صبر کن الان طناب رو باز می کنم .
K:...با دن
قبل از اینکه حرفش تمام یاماتو طناب خودش را با دندان باز کرد . رفت سمت کاکاشی تا او را هم باز اما کاکاشی جلوی او را گرفت .
Y:داری چیکار می کنی ؟ بذار طنابتو باز کنم . از شدت خونریزی زمین در خون شده احمق
K:یاماتو برو بالا و قضیه رو به سوناده توضیح بده . یک نفر کشته بشه بهتر از اینه که چند نفر کشته بشن
Y:...اما
K:ولی و اما نداره . فوقش میرم و یک دیدار با پدرم هم می کنم
گلوله های اشک روی گونه های یاماتو را نوازش می کردند .
صدای قدم های یاماتو راهرو را پر کرده بودند . تا به خودش آمد دید که از پله ها رد شده است .
دیگر نمی توانست وقتش را تلف کند . شروع کرد به دویدن . چند جا نزدیک بود بیفتد و چند جا هم افتاد .
بعد از از کلی پله بالا رفتن رسید به جلوی سوناده . صدا های چرت و پرتی از دفتر سوناده به گوش می‌رسید .
یاماتو در را باز کرد و در صدای گوش خراشی را به وجود آورد . سوناده یاماتو به چهره یک رنگ‌ پریده یاماتو انداخت و اولین چیزی که به ذهنش رسید کاکاشی بود .
Ts:یاماتو اتفاقی برای کاکاشی افتاده ؟
یاماتو با عجله همه چیز را توضیح داد طوری که سوناده مجبور میشد خودش جمله را کامل کند .
Ts:فقط سه نفر توی بیمارستان هست . اول اون هارو ببریم بیرون بعدش برو دنبال کاکاشی
یاماتو به نشانه تایید سرش را بالا و پایین تکان داد .
⚪⚪⚪⚪⚪⚪⚪
Ts:مادارا همین الان باید از بیمارستان بریم بیرون
M:چرا یهویی
Ts:بعداً واست تعریف می کنم
در همان لحظه یاماتو:
Y:هاشیرامااااااا
H:چی شده ! توبیراما کرده
Y:چی میگی باید فرار کنیم
H:چرا ؟ کجا ؟
Y:قول میدم بعدش به تک تک سوالاتت جواب بدم فقط زود باش
⚪⚪⚪⚪⚪⚪⚪
Ts:همه اومدن؟
Y:آره من میرم دنبال کاکاشی
Ts:باشه ولی زود باش تا دیر نشده
یاماتو دوان دوان خودش را رساند به پله های زیرزمین . پله ها را عجولانه طی و رسید به کاکاشی .
کاکاشی بیهوش بود .
Y:زود باش یاماتو . الان همچی منفجر میشه
دیدگاه ها (۰)

پارت ۸Iz:یعنی من همین یه شب و مواظب اینا باشم تا بفهمین با...

پروف عوض شد

بقیشN:"نشد که، حالا چیکار کنم؟"ناروتو با بغض سرش را روی پاها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط