{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دزدی شب هنگام به خونه شخصی رفت بعد از بستن زن و مرد با ط

دزدی شب هنگام به خونه شخصی رفت بعد از بستن زن و مرد با طناب به صندلی به زور چاقو از مرد تقاضای پول و جواهرات رو کرد
موقع رفتن مرد با حالتی گریان و ناراحت از دزد خواست حالا که همه چیز رو با خودش داره میبره حداقل طناب زن رو باز کنه و بعد بره و قول میده زن به کسی خبر نده !
دزد هم با تعجب گفت یعنی اینقدر زنتو دوس داری؟
مرد گفت نه داداش این زن همسایه است زن خودم بیرونه بیاد منو با این ببینه دهنم سرویسه!!!😆😂
دیدگاه ها (۱۲)

ﺑﭽﻪ ﺗﻮ ﻣﻬﺪ ﮐﻮﺩﮎ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﻣﯿﮕﻪ ﻣﺎﻣﺎﻥ و ﺑﺎﺑﺎﯼ ﺗﻮﺍﻡ ﺍﺯ ﮐﺎﺭﺗﻮﻥ ﻣ...

احتیاطات کورانائیبه دستشوئی رستوران رفتمدست هایم را شستم در ...

‏یک بارم دوست دخترم میخواست کات کنه، میگفت تو بی احساسی...خی...

ﯾﻪ ﻣﻌﺎﺩﻟﻪ ﺟﺎﻟﺐ قبل از این که جواب رو ببینی، حساب کن و برو پ...

𝒩𝘢𝘮𝘦 𝒩𝘰𝘷𝘦𝘭 : 𝘛𝘩𝘦 𝘗𝘳𝘪𝘤𝘦 𝘖𝘧 𝘛𝘳𝘶𝘵𝘩 / تاوان حقیقت𝒫𝘢𝘳𝘵 : 𝟐𝟕 ─────...

#theheartofsea#firstpart#Minsungبعد از بستن بند پوتیناش بلند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط