حکایت شبی دزدی به خانه روضه خوانی رفت تمام اسباب و اثاث
#حکایت شبی دزدی به خانه روضه خوانی رفت. تمام اسباب و اثاثیه او را جمع کرد و در چادر شبی پیچید، وقتی خواست از زمین بلند کند گفت:
یا علیییی.
روضه خوان به صدای او از خواب پرید و مچ دست دزد را گرفت و گفت: مردک آنچه من عمری با هزار یا حسین جمع کردم تو میخوای با یک یا علی ببری...؟
#فردوس_برین
یا علیییی.
روضه خوان به صدای او از خواب پرید و مچ دست دزد را گرفت و گفت: مردک آنچه من عمری با هزار یا حسین جمع کردم تو میخوای با یک یا علی ببری...؟
#فردوس_برین
- ۱.۴k
- ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط