حکایت شبی دزدی به خانه روضه خوانی رفت تمام اسباب و اثاث

#حکایت شبی دزدی به خانه روضه خوانی رفت. تمام اسباب و اثاثیه او را جمع کرد و در چادر شبی پیچید، وقتی خواست از زمین بلند کند گفت:
یا علیییی.
روضه خوان به صدای او از خواب پرید و مچ دست دزد را گرفت و گفت: مردک آنچه من عمری با هزار یا حسین جمع کردم تو میخوای با یک یا علی ببری...؟

#فردوس_برین
دیدگاه ها (۱)

#حکایت مردی ماده گاوی داشت و خری و کره خری. خر بمرد و شیر گا...

نمایی از تبریز قدیم و جدید ! تاریخ در تصویر #زمان_قدیم #ف...

#دانستنی ها #بخون #سلامت #فردوس_برین

شادمهر عقیلی #هنرمندان #فردوس_برین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط