{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Girl of the mansion

Girl of the mansion
Part ³¹

(دو ساعت بعد)
یونگی ویو
رسیدیم دم در خونه ای که من توی دگو داشتم
نمی خواستم ات رو بیدار کنم بخاطر همین اون رو براید استایل بغل کردم و رفتم تو خونه
اون رو بردم تو اتاق مهمان و روی تخت خوابوندم و خودم هم رفتم به اتاقم و به دوش گرفتم
(نیم ساعت بعد)
ات ویو
از خواب بیدار شدم و رفتم یه دوش‌ گرفتم و رفتم تو حال که یونگی آماده رو مبل نشسته بود
♧بیدار شدی؟
=نه هنوز خوابم
♧خب حالا برو لباس بپوش بریم بیمارستان
=من نمیام
♧می دونی که نمی تونم تورو تنها بزارم پس الکی بهونه نیار چون بلاخره چه بخوای چه نخوای من تورو با خودم می برم
=(نفس عمیق)باشه حالا
رفتم تو اتاقی که توش بودم ولی چمدونم رو پیدا نکردم
=یونگییییی(بلند)
♧بلههههههه(بلند)
=چمدونم کووووووو
♧تو ماشینه الان میارم
بعد چند دیقه یونگی چمدونم رو آورد و رفت
یه لباس برداشتم و پوشیدم و موهام رو باز گذاشتم و رفتم بیرون
=خب بریم
♧بریم
سوار ماشین شدیم و بعد تقریبا ۲۰ دیقه به بیمارستان رسیدیم
=من باید بیام تو؟
♧ آره دیگه
=آخه نمی خوام با خانوادت رو به رو بشم
♧ خانواده من خانواده تو هم هست تازه بیا وقتی پدرم تورو دید یکم شوکه بشه
=بازم دلم‌‌ نمی خواد بیام
♧پس زنگ‌ میزنم یه جیم جی بیاد اول که با اون رو به رو شدی یکم آماده میشی با رو به رو شدن با بقیه
=باشه
یونگی زنگ زد به داداشش و داداشش اومد
جیم جی به پنجره یونگی زد و یونگی شیشه رو پایین آورد و من ‌سرم ‌تو گوشی بود
جیم جی. سلام دادا...این کیه دیگه
♧ات
=بله
♧نمی خوای خودت رو معرفی کنی؟
=خودت بگو دیگه
قمقمه ام رو‌ برداشتم و داشتم آب می خوردم
جیم جی. دوست دخترته؟
که کل آب های توی دهنم رو تف کردم
♧ اه اه اه چندش
= اون فوقش بتونه بابام باشه اینقد که پیره
♧خب حالا
=من کیم ات یا بهتر و واضح تر بگم مین ات هستم آقای مین جیم جی
جیم جی. جاااان!؟
♧همین که شنیدی
=چیه خیلی عجیبه دختر عموت رو ببینی؟
جیم جی. حقیقتش آره
♧خب حالا بریم که پدر گرامی صداش در میاد
=من نمیاااااام
♧اتتتت
جیم جی. بیا مامانم و عمه ترو ببینن خوشحال میشن
=مامانت و عمه منو ببینن خوشحال میشه؟ هه خندیدیم
♧راست میگه مامانم و عمه هنوز فکر میکنن تو مردی چون، خب راستش پدرم بهشون نگفته بود که تورو برده پرورشگاه فقط من و جیم جی می دونستیم که پدربزرگ و پدر چیکار کردن
=واقعا؟ پس بریم
دیدگاه ها (۳)

Girl of the mansionPart³²ات ویواز ماشین پیاده شدیم و رفتیم ت...

یه ۱۰۰ تاییمون نشه؟

🚓𝕣𝕦𝕥𝕙𝕝𝕖𝕤𝕤 𝕡𝕠𝕝𝕚𝕔𝕖 𝕠𝕗𝕗𝕚𝕔𝕖𝕣🚔𝕡𝕒𝕣𝕥¹²(فردا)میران ویواز خواب پاشدم ...

Girl of the mansionPart³⁰یونگی ویو رفتم دم دره دستشویی زنونه...

ویو جی هوپامروز خیلی عجیب بود ات خیلی آروم نبود اصولا همیشه ...

موقع اومدن اعضاشوگا. همه گاوا به جز نامی حاضریدکوک. عهههههه ...

رمان یونگی پارت . ۳ ویو ات امروز قرار بود با یونگی بریم پارت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط