{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از بس که خدا عاشق نقاشی بود..

از بس که خدا عاشق نقاشی بود..
هرفصل به روی بوم،یک چیزکشید..

یک بار ولی گمان کنم شاعر شد..
یک گوشه ی دنج رفت و پاییز کشید..
دیدگاه ها (۳)

روی دستش "پسرش" رفت ولی "قولش نه"نیزه ها تا "جگرش" رفت ولی "...

گل کریستال کاره دسته اجیم

☜ یه روزیـــــــــــــــــــــکی وارد زندگــــــــــــــــــ...

حکایت بعضیا

پاییز.جان.فصل.هزار.رنگ.خدا.مبارکبادازبس که خدا عاشق نقاشی بو...

با یکذره تغییرات این نقاشی من از شدو روی بوم که فکر کنم مال ...

تنه درختان اثری از سهراب سپهری

یک روزهایی هم برای #خودت باشدنیا را یک طرف رها کن و یک گوشه ...

#نماز اول وقت🥲 با خدا زَدوبَند کنید،مطمئن باش که همش سوده🥲🫀ب...

بدون عنوان (از مجموعه‌ی انتزاعی)، حدود اوایل دهه‌ی ۱۳۵۰ ه.ش،...

در شیبِ خاموشِ غروبِ ،اندوه آرام‌آرام از شانه‌های شهر بالا م...

part 59تهیونگ و آلینا نشستن پشت میز و آلینا داره روی یه بوم ...

بچه ها فردا میرم مدرسه 😾😾🥰😍😍🥰😍😍😍🤩(عقب مونده شدم_)وایی بالاخر...

#pain#P¹⁰⁸#Season²مثل همیشه اخمی روی صورتش بود... داشت دوبار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط