{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از بس که خدا عاشق نقاشی بود..

از بس که خدا عاشق نقاشی بود..
هرفصل به روی بوم،یک چیزکشید..

یک بار ولی گمان کنم شاعر شد..
یک گوشه ی دنج رفت و پاییز کشید..
دیدگاه ها (۳)

پاییز.جان.فصل.هزار.رنگ.خدا.مبارکبادازبس که خدا عاشق نقاشی بو...

تنه درختان اثری از سهراب سپهری

𝑻𝒉𝒆 𝑯𝒆𝒊𝒓 𝒐𝒇 𝑻𝒘𝒐 𝑭𝒂𝒎𝒊𝒍𝒊𝒆𝒔𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏𝟔الین به اتاق نقاشی رفت.یک بوم...

#نماز اول وقت🥲 با خدا زَدوبَند کنید،مطمئن باش که همش سوده🥲🫀ب...

patt66. . (smat) بعد چند ثانیه یه انگشت دیگه رو هم به بقیه ا...

بدون عنوان (از مجموعه‌ی انتزاعی)، حدود اوایل دهه‌ی ۱۳۵۰ ه.ش،...

در شیبِ خاموشِ غروبِ ،اندوه آرام‌آرام از شانه‌های شهر بالا م...

part 59تهیونگ و آلینا نشستن پشت میز و آلینا داره روی یه بوم ...

کویر را نمیشود فقط دید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط