ستارههای دو قلب
ستارههای دو قلب
Part 16:
**از زبون دامیان:**
*شب مهمانی، آنیا لرزید. "چی شده؟" دیمین چک کرد، ملیندا آروم کرد. قول دادم همیشه پیشش باشم!*
**از زبون آنیا:**
*بابا لوید مأموریت داره، یور پنهان کمک کرد. دامیان بغلم کرد، ترس رفت. 💕*
**از زبون دیمین:**
*عجیبه، ایمان و امیل نگهبانی دادن. دونووان خبر داره؟*
**از زبون ملیندا:**
*آنیا رو نوازش کردم، عشقشون نجاتدهندهست.*
**از زبون دونووان:**
*رازها رو میفهمم، حمایت میکنم.*
**از زبون نویسنده:**
راز جاسوسی لوئد فاش شد کمی، خانواده دزموند کمک کردن. اتحاد عمیقتر، عشق نجات داد!
**پایان پارت ۱۶.**
Part 16:
**از زبون دامیان:**
*شب مهمانی، آنیا لرزید. "چی شده؟" دیمین چک کرد، ملیندا آروم کرد. قول دادم همیشه پیشش باشم!*
**از زبون آنیا:**
*بابا لوید مأموریت داره، یور پنهان کمک کرد. دامیان بغلم کرد، ترس رفت. 💕*
**از زبون دیمین:**
*عجیبه، ایمان و امیل نگهبانی دادن. دونووان خبر داره؟*
**از زبون ملیندا:**
*آنیا رو نوازش کردم، عشقشون نجاتدهندهست.*
**از زبون دونووان:**
*رازها رو میفهمم، حمایت میکنم.*
**از زبون نویسنده:**
راز جاسوسی لوئد فاش شد کمی، خانواده دزموند کمک کردن. اتحاد عمیقتر، عشق نجات داد!
**پایان پارت ۱۶.**
- ۷۴۸
- ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط