{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ستاره‌های دو قلب

ستاره‌های دو قلب
۱۵:Part

**از زبون دامیان:**
*مهمانی عالی بود، اما آنیا نگران بود. دیمین گفت "راحت باش"، ملیندا چای داد. عشقمون قوی‌تره!*

**از زبون آنیا:**
*راز بابا لوید لو می‌ره؟ یور مراقبه، یوری بو برد. دامیان دلمو آروم کرد. 💕*

**از زبون دیمین:**
*هوا مشکوکه، ایمان و امیل گشت زدن. دامیان رو حمایت می‌کنم.*

**از زبون ملیندا:**
*نگرانی آنیا رو دیدم، مثل مادرم بغلش کردم.*

**از زبون دونووان:**
*امنیت مهمه، تحقیق می‌کنم.*

**از زبون نویسنده:**
سایه مأموریت‌های لوید نزدیک شد، خانواده‌ها متحد شدن. آنیا و دامیان قول محافظت دادن!
دیدگاه ها (۰)

ستاره‌های دو قلب Part 16: **از زبون دامیان:** *شب مهمانی، ...

ستاره‌های دو قلب Part 17: **از زبون دامیان:** *راز لوئد رو ...

ستاره‌های دو قلبPart 14: **از زبون دامیان :** *مهمانی عمارت...

ستاره‌های دو قلبPart 13:**از زبون دامیان :** *نوچه‌ها کمک ک...

### **ستاره‌های دو قلب** ### **Part 24 **از زبون دامیان:** ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط