{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ناگهان میآیی

‍ ناگهان می‌آیی ،
بی‌وقفه و مدام !

تمامِ دلتنگی‌های جهان را
بر پوستم ‌می‌کشی ،
ناگهان ‌می‌روی ،
همچون بادی که می‌گذرد !

بیهوده است
اگر بگویم برگرد !

ای رؤیای نارسیده ،
تو را برای زیستن می‌خواستم
نه برای مُردن ..

#سابیر_هاکا
دیدگاه ها (۱۰)

‌یک شب لبان تشنهٔ من با شوقدر آتش لبان تو می‌سوزدچشمان من ام...

سنجاق میکنمبه شیشه مات عینک اتچشمان سیاهم راتا هر کجا که می...

‌این منم تنها و #حیران، نیمه_شب ؛کرده ام همراز خودمهتاب را…گ...

وقتی تو را دوست می دارمبارانِ سبز می بارمبارانِ آبیبارانِ سر...

هرگز دلم نمی خواست تغییر کنم، می خواستم خودم را کودک نگه دار...

بادی اسپلش شاین فراگرنس(250میل)😍😍 رایحه های بسیار خوشبو🌈ماند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط