{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو آمده ای

تو آمده ای
و من تازه کلاس اولم!
من را
روی نیمکتی از مژه هایت بنشان!
تا ببینی
در یک پلک بهم زدنت
چگونه با سواد می شوم
دستم را بگیر
و روی تخته ی سیاه گیسوانت بچرخان!
و "مرد آمد" را با من تکرار کن
"مرد آمد"
"مرد در باران آمد"
"مرد با اسب آمد..."
آنقدر تکرار کن!
تا مرد بماند!
بماند و با تو
الفبای زندگی را یاد بگیرد.

"محسن حسینخانی"
دیدگاه ها (۱)

کش عزیزممممممممم

mibandam khodam ra....

اتفاق های خوب همیشه "می افتند"مثل مهر توکه به دلم"افتاده"میب...

والاااا

پارت ۳۷ویو راوی همان‌طور که آخرین جمله از لب‌هایت بیرون آمد،...

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」 مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 130✦....

رمان زیر نور خاموش سئول... ----پیشانی‌مان هنوز به هم تکیه دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط