{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مسیح من!

مسیح من!
زمین، به زمزمه می‌آید، همان شبی که تو می‌آیی
همان شب آمنه می‌بیند، درون چشم تو دنیایی

ستاره‌ای بدرخشید و رسید و ماهِ دل ما شد
چه سرنوشت دل‌انگیزی، چه عاشقانۀ زیبایی
دیدگاه ها (۱)

خدایا !خودت می دونی ! من....الان....از جام بلند شدم ،کامپیوت...

زن‌ها گاهی اوقات چيزی نمی‌گويندچون به نظرشان لازم نيست كهچيز...

چشـم دل باز كن كه جان بـینی آنچه نادیدنی اســـت آن بینیگر به...

چه رسم عجیبیه!!! همیشه اون موقعی که بهشون نیاز داری تنهات می...

شهید جواد پرویزی محل شهادت : شیراز چرا صورت پر نورت را برایم...

🕗 #وقت_سلام

شب، همیشه شبیه یک آینه‌ست؛ آینه‌ای که آدم را با خودش تنها می...

بـه حَـدی دوسـتَت دارَم کـه میـدانَم خُـدا روزی سوالَـش از...

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

آقای من مولای من سلام 🌺بردار از رخ پرده را ‌ای ماه دل‌آرای م...

پارت چهارم معرفی دختر مهتاب: اگه عاشق فضاهای فانتزی شرقی، اس...

به نظرم پاییز دختریست با موهای گیس شده؛ که روی آن را با گل س...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p29تا چشم کار می‌کرد، جنگل‌های تیره دیده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط