{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مثل برگ زرد پاییزی مضطربم به رفتن

مثل برگ زرد پاییزی مضطربم به رفتن
اما شوق پرواز از درختم آرزوست....

#محسن_داودی


by me
دیدگاه ها (۶)

ریحانه در دفتر مجله معذب بود. گفتم راحت باش. زیر چشمانش گود ...

ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﺎ ﭘﺪﺭﺕ ﺁﺷﻨﺎ ﺷﺪﻡ؟ !ﮐﺎﺭﻣﻨﺪ ﺑﺎﺟﻪ ﺷﻤﺎﺭﻩ ۴‏« ﺿﻤﻦ ﻋﺮﺽ ﺗﺒﺮﯾﮏ...

#زاینده_رود دوباره زنده شد :)آب رو باز کردن .دوباره قایقها ش...

اشتباه نکنید ... اینجا دریا نیست :)#زنده_رود #زاینده_رود #اص...

پارت ۴ماوکا ... ملودی جنگل هوپ : با ات چیکار داری ولش کن بره...

رمان اجبار تا عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط