پارت
پارت 42
رفتم داخلش لباس های قشنگی داشت
براش یه کراپ تاپ سفید با یه شومیز صورتی گرفتم
گناه داشت با اون لباساش نمیشد رفت خونه پدرش
یکم خرید کردم یک ساعت گذشته بود
رفتم خونه تا در خونه رو باز کردم از تعجب خشکم زد
همه خونه مرتب بود و برق میزد
رفتم داخل که دیدم اهو با همون تاپ داشت گرد گیری میکرد
محو بدن خوش فرمش و چهره ی زیباش شده بودم
چشمش افتاد بهم سریع رفت شومیزش رو پوشید
ارین. گفتم استراحت کن نگفتم که خونه رو تمیز کن
اهو. وقتی خونه کثیف باشه نمیتونم دست رو دست بزارم آخه
ارین. بیا برات لباس خریدم
اهو. برای من ؟
آرین. اره دیگه با این لباسا که نمیتونی بری خونه بابات
رفتم داخلش لباس های قشنگی داشت
براش یه کراپ تاپ سفید با یه شومیز صورتی گرفتم
گناه داشت با اون لباساش نمیشد رفت خونه پدرش
یکم خرید کردم یک ساعت گذشته بود
رفتم خونه تا در خونه رو باز کردم از تعجب خشکم زد
همه خونه مرتب بود و برق میزد
رفتم داخل که دیدم اهو با همون تاپ داشت گرد گیری میکرد
محو بدن خوش فرمش و چهره ی زیباش شده بودم
چشمش افتاد بهم سریع رفت شومیزش رو پوشید
ارین. گفتم استراحت کن نگفتم که خونه رو تمیز کن
اهو. وقتی خونه کثیف باشه نمیتونم دست رو دست بزارم آخه
ارین. بیا برات لباس خریدم
اهو. برای من ؟
آرین. اره دیگه با این لباسا که نمیتونی بری خونه بابات
- ۳.۲k
- ۲۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط