{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آهو

پارت 40

از زبون آرین

از حرفاش بدم اومد
از ماشین پیادش کردم
اما بعدش عذاب وجدان گرفتم درسته دختر پروییه اما العان وسط ظهر نمیشه تنهاش بزارم خطرناکه
دور زدم برگشتم همون جایی که پیادش کردم نبودش
خیلی ترسیدم خدا خدا می‌کردم بلایی سرش نیومده باشه
رفتم جلو تر که دیدم یه پسره ای بزور میخواد اهو رو بکشونه تو ماشینش
خون تو مغزم جریان نکرد پیاده شدم یه مشت زدم تو دهن پسره انقدر زدمش که بی جون افتاده بود رو زمین
آهو هم داشت گریه میکرد
که یهو دستمو گرفت و گفت

اهو. ترو خدا ولش کن کشتشیش

با اون چشای اهویش که به خاطر گریه کردن خیس شده بودن دلمو لرزوند
دستشو گرفتم و بردمش تو ماشین
راه افتادم زیر چشمی نگاهش میکردم که داشت اروم اروم گریه میکرد
نگام افتاد به لباسش کراپ تنش پاره شده بود و چ.اک سینش معلوم بود

ایستادم و دستمو بردم سمتش
خودشو عقب کشید حق داشت ترسیده بود
دیدگاه ها (۱۰)

آهو

پارت 42رفتم داخلش لباس های قشنگی داشت براش یه کراپ تاپ سفید ...

آهو

آهو

ارباب منPart18چاعان:اشکاتو پاک کن وقتی گریه میکنی قلب منو می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط