{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سخن از تمام هستی ، جان در بدن هست

سخن از تمام هستی ، جان در بدن هست

مگو ای یار که هرچند جا و مکان نیست

شود ذوق شیرین دل آورده دریا هست

تکیه بر عمر کوته ، بلبل خوش آواز نیست

غم بی کسی دارم ، در دلم بهاری هست

شور عشقیست از حقیقت ، در دلم از جفا و کینه ها جایی نیست

با شراب مهر تو کی شوم مست و شوق دیداری هست

بی تو همچنان سکوت است و دریا آبی نیست

با تو طرح سپیدی از هنر نقاش ، کمانی هست

بی تو هیچ تیری به کمان ، در نقش رهایی نیست

شب به امید خواب تو دیدن ، گاه ستاره ای هست

فکر معشوقه ای دیگر هیچگاه بر زبانم نیست

پرواز می کنم سحرگاهان به دامان خدا ، آری دلداری هست

شکر او کم نشود در دلم ، که غیر از این سزاوار نیست
دیدگاه ها (۳)

میخوام به سردی شبهام بخندممیخوام به پوچی فردام بخندم وقتی می...

دلم را بر دوشم می گذارممی روم...باید کمی صبر کنیتا قیمتی شوم...

هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم                     نبود بر س...

وحشت از عشق که نه ، ترس من از فاصله هاست!وحشت از غصه که نه ،...

سخن از تمام هستی ، جان در بدن هستمگو ای یار که هرچند جا و مک...

#معنی_شعریادتو1- ای نام تو، بهترین سرآغازای خدا نام تو بهتری...

لب مست تو عجب شربت نابی دارد ساحل چشم تو اما چه شرابی ...

...در عشق تو افتـاده و درگـیر خیالمگم‌گشته این شهر منم بی‌تو...

فقط بیا... ای یوسف آخر سوی این یعقوب نابینا بیاای عیسی پنهان...

فاطمه ساکی

دلم گرم است چه زیبا خالقی دارمدلم گرم است می دانمکه فردا باز...

دلم گرم است چه زیبا خالقی دارمدلم گرم است می دانمکه فردا باز...

🍃بِسْـمِ ٱللهِ ٱلْرَّحْمٰـنِ الْرَّحیـمْ🍃🍀خدایا دستانم خالی ...

زهرا جهانی شاعر بابلسری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط