{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این که از عشق تو فرمان ببرم شیرین است

این که از عشق تو فرمان ببرم شیرین است
سالم از معرکه اش جان ببرم شیرین است
افتخاریست که مهمان من و خانه شوی
قبل تو آینه قرآن ببرم شیرین است
مثل گرگی زده ام در رمه ی آغوشت
رمه را با دل چوپان ببرم شیرین است
گونه هایت که دو سیب است ، لبت طعم هلو
هر یکی را سر قلیان ببرم شیرین است
شعر در وصف لبت پیش کشی درخور نیست
ساده ام ! زیره به کرمان ببرم شیرین است
از لبت گفتم و انگار کمی بی ادبی ست
شعر را خدمت لقمان ببرم شیرین است
زندگی بی تو محال است ! محال است ! محال !!
عمر را با تو به پایان ببرم شیرین است
دیدگاه ها (۱۳)

گاه موجی بند دل را چون حمایل می کشدگاه تصویر سکوتم را به ...

خداوندا شهرم نفس بریده، هوایی نمی رسدفریادهای ضجه به جایی نم...

مانده ام تا چه کنم اینهمه تنهایی رایا تو بی من چه کنی آنهمه ...

ای چراغ دل تاریکم ! از این خانه مرو !آشنای تو منم، بر در بیگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط