{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

الان یه عطسه کردم روبرو پنکه، بیشرف تف کرد تو صورتم ،وحشی

الان یه عطسه کردم روبرو پنکه، بیشرف تف کرد تو صورتم ،وحشیه بیجنبه
دیدگاه ها (۲)

امروز به معنای واقعی کمبود یه مرد را توی زندگیم احساس کردم، ...

کارمند تازه وارد به مدیر: جناب! من هرچی در یخچال اداره میزار...

نحوه درس خواندن بچه مشهدی ها؟ ایره که بِلدُم….. ایم که مهم ن...

اونقدری که گوشیم نگران آپدیت برنامه هاست بابام نگران تربیت م...

اینکه یه زمان آرزوش میکردم و الان میترسم باهاش روبرو بشم طبی...

واقعا فکر کردم داره میخوره تو صورتم😂کیا موتور دوستن تو کامنت...

خدایا چه گناه کبیره ای کردیم که این احمق شد رییس جمهور ما🔹 پ...

❌عصبانیت محسن آزادی در پخش زنده از یک مسيول بیشرف ❌🔻 زنیکه ب...

🔹 پزشکیان: ما بچه که بودیم پنکه نداشتیم.🔺مجری: آخه آذربایجان...

اقا یه چیزاییش رو درست کردم الان دیگه کامله

یه دتیز شرکت کردم تا الان فقط بیسشو کشیدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط