{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز به معنای واقعی کمبود یه مرد را توی زندگیم احساس کرد

امروز به معنای واقعی کمبود یه مرد را توی زندگیم احساس کردم،
کمبود دستهای محکم قوی و مردانه اش را…
لامصب در شیشه مربارو هر کاری کردم باز نشد :D
دیدگاه ها (۴)

کارمند تازه وارد به مدیر: جناب! من هرچی در یخچال اداره میزار...

مورد داشتیم دختره تو گوگل سرچ کرده غذا با تخم مرغ گوگل جواب ...

الان یه عطسه کردم روبرو پنکه، بیشرف تف کرد تو صورتم ،وحشیه ب...

نحوه درس خواندن بچه مشهدی ها؟ ایره که بِلدُم….. ایم که مهم ن...

توی زندگیم همیشه سیب زمینی بودم ..‌‌..اره نه پس فکر کردین فل...

★彡   Part 69 彡★ دهنم باز موند.یه لحظه به معنای واقعی کلمه هن...

ادامه پارت 156رفتم لب پنجره قصر انگار اروم بود....اروم چه وا...

پارت ۲۲دید یه مرد چاقویی گذاشته زیر گردن جیمین و جیمین نمیتو...

I can be myself with himPart⁸⁶ساعت دو نصفه شب بود..تقریبا طر...

رمان :قرار داد سرنوشت. part:۴

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 101・⁠]⁠ᕗ  جونگکوک داخل اومد ...

لبخند قاتلپارت²⁶ویو سلیناز وقتی از خونه بیرون اومده بودم، حس...

ماه من .... پارت : ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط