کفشهایم را میپوشم و در زندگی قدم میزنم
کفشهایم را میپوشم و در زندگی قدم میزنم
من زنده ام و زندگی ارزش رفتن دارد ...
آن قدر می روم تا صدای پاشنه هایم
گوش ناامیدی را کر کند !
خوب میدانم که گاه کفشها،
پاهایم را میزند،
میفشرد و به درد میاورد
اما من همچنان خواهم رفت
زیرا زندگی ارزش لنگ لنگان رفتن را نیز دارد ...
ماندن در کار نیست
گذشته های دردناک را رها میکنم و به آینده نامعلوم،
نمی اندیشم
ولی این را میدانم ،
گذشته با آینده یکسان نیست !
زندگی نه ماندن است نه رسیدن
زندگی به سادگی رفتن است
به همین راحتی ،
زندگی چقدر آسان است ...
من زنده ام و زندگی ارزش رفتن دارد ...
آن قدر می روم تا صدای پاشنه هایم
گوش ناامیدی را کر کند !
خوب میدانم که گاه کفشها،
پاهایم را میزند،
میفشرد و به درد میاورد
اما من همچنان خواهم رفت
زیرا زندگی ارزش لنگ لنگان رفتن را نیز دارد ...
ماندن در کار نیست
گذشته های دردناک را رها میکنم و به آینده نامعلوم،
نمی اندیشم
ولی این را میدانم ،
گذشته با آینده یکسان نیست !
زندگی نه ماندن است نه رسیدن
زندگی به سادگی رفتن است
به همین راحتی ،
زندگی چقدر آسان است ...
- ۷۰۲
- ۰۲ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط