{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی اون...

(پارت هشتم)
.
به خودم اومدم و دیدم داره میاد سمتم. بازوی سونگمین رو با دستام محکم تر گرفتم و خودم رو بهش بیشتر چسبوندم (دوستان اسم نامزد سابق ا/ت جیهونه. از کمبود اسم رنج میبریم)
جیهون: به به پارک ا/ت شی
ا/ت: جیهو....
سونگمین: ببخشید مزاحمتون میشم اما الان شما دارید با خانم کیم ا/ت صحبت میکنین
جیهون:(پوزخند) اها شما باید همونی باشید که با ا/ت ازدواج اجباری کرده
سونگمین: یاا شیبــــــ
ا/ت : بس کنینننن... سونگمین... بیا بریم
دست سونگمین رو گرفتم و رفتم روی میز و صندلی های که برامون گذاشت بودن نشستیم .
سونگمین: چرا نذاشتی بزنمش
ا/ت:۰۰۰۰۰۰
سونگمین: هنوزم دوستش داری؟
ا/ت: ..ن..نه
سونگمین: ا/ت داری به من دروغ میگی؟
ا/ت:نه...نه من فقط میخوام یه دقیقه می‌خوام تنها باشم
بلند شدم و رفتم سمت حیاط. مغذم درگیر شده بود . حتی به زور نفسم بالا می‌یومد با صدایی که پشت سرم شنیدم وایسادم برام آشنا بود
جیهون: میبینم که دیگه با سونگمین اینور اونور می‌ری
سرم رو برگردونم و نگاهی به جیهون کردم
ا/ت: جیهون تنهام بزار .فعلا حوصله ندارم
جیهون: الهی. پرنسس کوچولو میخواد که من برم.( با پوزخند)
قدم هاشو به من نزدیک تر کرد
جیهون: هنوزم افسردگی داری(پوزخند)
ا/ت: تو ..تو به من خیانت کردی توقع....
جیهون: ا/ت‌ مسخره نشو خودتم خوب می‌دونی که خودتم هیچ احساسی به من نداشتی
خود به خودم اشکام سرازیر می‌شد . کنترلشون دست خودم نبود
ا/ت: تو هر شب مست میومدی خونه من تحمل میکردم، به من خیانت کردی ، تو روم بهم گفتی ازم متنفری بعد میگی دوستت نداشتممم؟ (با داد و گریه)
نزدیکم شد سرم رو با گربه پایین انداختم . چونم رو گرفت و سرم رو بالا کشید
ا/ت: دستای هق کثیفت رو هق هق رو من نزار
جیهون: (پوزخند) دختر انقد وول نخوـــــ
حس کردم دستای جیهون از چونم باز شدن چشمام رو باز کردم که ...

با همکاری اماییی گشنگمممم
https://wisgoon.com/y737021
..✨🍓🐿️
دیدگاه ها (۲)

ای قلبم مادر....

وقتی اون...

بوکاری میخواممممم نه فلیکس می‌خوام نه اسکیز میخوامممم نه جوپ...

وقتی اون ...

وقتی اون...(درخواستی)

وقتی اون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط