{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی اون...

( پارت هشتم)
.
حس کردم دستای جیهون از چونم باز شدن چشمام رو باز کردم و دیدم سونگمین روی جیهون خیمه زده و داره میزنش.
ویو سونگمین
دیدم ا/ت دیر کرده و نمیاد میخواستم بزارم تنها باشه ولی دلم طاقت نیورد. سمت حیاط رفتم و دیدم صدای گریه میاد. میتونستم حس کنم صدای ا/ته.... سرعتم رو ده برابر کردم و دیدم اون جیهون مادر کافی دستاشو روی چون یک ا/ت گذاشته . خونم به جوش اومده بود . دیگه نمی‌تونستم تحمل کنم و به سمتش حمله ور شدم. روش سکه زدم و تا میخورد میزدمش.
سونگمین: فکر کردی گذاشتم با ا/ت حرف بزنی یعنی می‌تونی اون دستای نجست رو روش بزاری . ؟؟؟؟ (همراه با داد و مشت)
جیهون: اییی.. از . از روم بلند شو دلقکک ( دلقک خودتی ...🗿🚬)
انقد زدمش که از دماغش خون میومد. ا/ت اومد و مچم رو گرفت و شروع کردم به دوییدن. باهاش می‌دوییدم اما هنوز گریش بند نیومده بود )
ا/ت بردم پشت به دیوار و نفس‌نفس میزد . انقدر گریه کرده بود چشماش باد کرده بود .
دستام رو دو طرف صورتش قالب کردم و با شصتم گریه هایش رو پاک میکردم اما بند نمیومد. تحمل گریه هاشو نداشتم و برای قطع شدن گریهش لبم رو لبش گذاشتم
ویو ا/ت
داشتم گریه میکردم که حس کردم چیزی گرمی روی لبم قرار گرفته. چشمام از تعجب باز شدن . باورم نمیشه سونگمین داره منو می‌بوسه... یعنی سو..سونگین منو دوست داره؟ لباش رو از روی لبم برداشت
سونگمین: ا/ت من ‌‌...من دوستت دارم.‌خیلی هم دوستت دارم از اول ازدواجمون عاشقت بودم ولی نمی‌خواستم مزاحمتی برات ایجاد کنم من۰۰۰۰
لبم رو روی لبای سونگمین گذاشتم و با اشتیاق میبوسیدمش حس میکردم قلبم برای سونگمین داره میزنه , نه پدر و مادر ، نه جیهون و حتی خودمم خودم رو دوست ندارم ولی اینکه میبینم یکی هست که منو انقد دوست داره قلبم رو به تپش در میاره ... سونگمین دستاشو دور کمرم نوازش وار می‌کشید . منم دستام رو دور گردنش حلقه کردم و بهش نزدیک تر شدم وقتی ازش جدا شدم حس کردم سونگمین چشماش خمار شده ...
ا/ت: س... سونگمین
سونگمین: ا/ت ببخشید ولی دیگه نمیتونم تحمل
سونگمین منو بلند کرد و انداختم رو شونش و بردم سمت ماشین
ماشین رو روشن کرد و با سرعت صد و بیستا سمت خونه حرکت کرد تو همین هین دستاش رو گذاشت رو زانوم و فشار های خفیفی بهش وارد می‌کرد
وقتی رسیدید خونه سونگمین منو از تو ماشین برآید استایل بلندم کرد .‌
ا/ت: سونگمینااا خودم میرم
سونگمین: بیب فکنم الان ددی مناسب تر باشه
وارد خونه شدیم و درو با پاش بست . از حرف های که میزد معلوم بود چقدر داغ کرده تا الان سونگمینو اینجوری ندیده بودم...
.
دوستان گلم هر کی پارت اسماتش رو میخواد دایرکت بگه .

با همکاری اماییی گشنگمممم
https://wisgoon.com/y737021
..✨🍓
دیدگاه ها (۱۴)

وقتی اون...

stray kids...

ای قلبم مادر....

وقتی اون...

(دلداده)ا/ت:آره شروع کردم به ناز کردن سرش تقریبا یه ۱۰ مین د...

(دلداده)زنگ زدم جونگکوک به به ثانیه نکشید که جواب داد جونگکو...

ویو ا. تصبح با دل درد شدیدی از خواب بیدار شدم زیر پام پر از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط