{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بخدا غنچه شادی بودم

بخدا غنچه شادی بودم

دست عشق آمد و از شاخم چید

شعله آه شدم صد افسوس

که لبم باز برآن لب نرسید
دیدگاه ها (۱)

🍁 اوجِ غمِ این قصّـهدر این شعر، همین‌جاست:من بی تو پریشان وت...

دل میبندیم به یک حباب؛بعد....دل دل میکنیم نترکد.......

بی اجازه دوستت دارمچشم از تو اشک از مندل از تودرد از من...

گوزلیم منله دانیش حسرتین اولدوردی منیآیریلیق درده سالیب غملر...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞✿ می روم خسته و افسرده و زار سوی منزلگه...

تنفس شروع زندگیستعشق قسمتی از زندگیستاما دوست خوب قلب زندگیس...

#شعر_معاصر 🍂می‌خواهم و می‌خواستمت تا نفسم بود می‌سوختم از حس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط