{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بخدا غنچه شادی بودم

بخدا غنچه شادی بودم

دست عشق آمد و از شاخم چید

شعله آه شدم صد افسوس

که لبم باز برآن لب نرسید
دیدگاه ها (۱)

🍁 اوجِ غمِ این قصّـهدر این شعر، همین‌جاست:من بی تو پریشان وت...

دل میبندیم به یک حباب؛بعد....دل دل میکنیم نترکد.......

بی اجازه دوستت دارمچشم از تو اشک از مندل از تودرد از من...

گوزلیم منله دانیش حسرتین اولدوردی منیآیریلیق درده سالیب غملر...

چند پارتی از تهیونگ (وقتی خیلی روت حساس بود) پارت چهارم .ـــ...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

عشق در تاریکی پارت: ۹بعد ار اینکه فکر هامو کردم خوابیدم ویو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط