چند پارتی از تهیونگ
چند پارتی از تهیونگ
(وقتی خیلی روت حساس بود)
پارت چهارم
.ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(ویو ات)
رفتم جلوتر دقیقا رو به روش وایسادم چشماش بسته بود ولی میدونستم فقط چشماش رو بسته خم شدم و لب زدم
ات: عشقم...
جوابی نداد بازم لب زد..
ات: تهیونگم باهام قهر نباش دیگه..
چشماش رو باز و لبش رو غنچه کرد..
ات: تهیونگ مگه بچه ای
تهیونگ: ببوسم مگرنه بازم قهر میکنم
چشماش رو بست و لبش رو دوباره غنچه کرد بعضی وقتا واقعا شبیه یه بچه کوچولو میشه
رفتم جلو و.. لبم رو روی لبش گذاشتم
و..... بعد برداشتم
تهیونگ: این دیگه چی بود؟
ات: بوس دیگه
تهیونگ: به این میگی بوس؟
ات: آره دیگه
تهیونگ: نه این نمیشه
بعد حرفش بلند شد و کمرم رو گرفت و گذاشتم رو تخت روم خمیه زد و لبش روی لبم گذاشت داشت عمیق و خشن لبم رو میبوسید وقتی دید همکاری نمیکنم لبم رو گاز گرفت از درد جیغی زدم که داخل دهن تهیونگ خفه شد..
ادامه دارد.....
برای خوندن اسمات بیاین داخل کامنت ها
مرسی که حمایت میکنید بوس بهتون 😘
(وقتی خیلی روت حساس بود)
پارت چهارم
.ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(ویو ات)
رفتم جلوتر دقیقا رو به روش وایسادم چشماش بسته بود ولی میدونستم فقط چشماش رو بسته خم شدم و لب زدم
ات: عشقم...
جوابی نداد بازم لب زد..
ات: تهیونگم باهام قهر نباش دیگه..
چشماش رو باز و لبش رو غنچه کرد..
ات: تهیونگ مگه بچه ای
تهیونگ: ببوسم مگرنه بازم قهر میکنم
چشماش رو بست و لبش رو دوباره غنچه کرد بعضی وقتا واقعا شبیه یه بچه کوچولو میشه
رفتم جلو و.. لبم رو روی لبش گذاشتم
و..... بعد برداشتم
تهیونگ: این دیگه چی بود؟
ات: بوس دیگه
تهیونگ: به این میگی بوس؟
ات: آره دیگه
تهیونگ: نه این نمیشه
بعد حرفش بلند شد و کمرم رو گرفت و گذاشتم رو تخت روم خمیه زد و لبش روی لبم گذاشت داشت عمیق و خشن لبم رو میبوسید وقتی دید همکاری نمیکنم لبم رو گاز گرفت از درد جیغی زدم که داخل دهن تهیونگ خفه شد..
ادامه دارد.....
برای خوندن اسمات بیاین داخل کامنت ها
مرسی که حمایت میکنید بوس بهتون 😘
- ۷۴۸
- ۳۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط