{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شکسته ای دل مرا ...رعایتی نمی کنی...!

شکسته ای دل مرا ...رعایتی نمی کنی...!
چه شد که از مریض خود عیادتی نمی کنی..؟

مگر چه رفت بین ما .....چه شد که چون گذشته ها
بر این گدای عاشقی عنایتی نمی کنی

به قلب ما بجز صفا خدای ما نداده بود
خدا ....چرا تو هم دگر، دخالتی نمی کنی؟

دو چشم من به انتظار دیدن دوباره اش ...
گرفته بوی خستگی ...شفاعتی نمی کنی

خدای من دلم شکست و قامتم خمیده شد
و غرق حیرتم ....چرا قیامتی نمی کنی ...
دیدگاه ها (۴)

من پذیرفتم شکست خویش را پندهای عقل دور اندیش را من پذیرفتم ک...

کجا گمت کردم تو این شب جاری؟هنوز میخوابم هنوز بیداریهنوز خوش...

ﺷﺎﻫﺪ ﻣﺮﮒ ﻏﻢ ﺍﻧﮕﻴﺰ ﺑﻬﺎﺭﻡ ﭼﻪ ﮐﻨﻢ؟ﺍﺑﺮ ﺩﻟﺘﻨﮕﻢ ﺍﮔﺮ ﺯﺍﺭ ﻧﺒﺎﺭﻡ ﭼﻪ ﮐ...

.یک سبد عاطفه دارم همه ارزانی توهمه اش پیشکش جلوه نورانی تور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط