بوی سیب گونه هایت می رسد حوّای من

بوی سیب گونه هایت می رسد حوّای من
در هوای سیب تو آوار شد دنیای من

خیره ام در گندم پنهان به زیر روسریت
خوشه ای را لطف کن ،محضِ دلِ رسوای من

سربزیری ساده و آرام و بی غم بوده ام
بندِ غم از سوی تو افتاد بر این پای من

لشکرت با تیغ ابروها و برق چشمهات
حمله ور شد بر دلِ بی یاور و تنهای من

«قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهری»
عمق چشمان تو را من دیده ام زیبای من

ای که دیروز آمدی و تاختی در سینه ام
ردِ پایت مانده در امروز و در فردای من
دیدگاه ها (۱)

دنیای من..........شب وروز و فکرو ذکرم تویی❤️قدر زر زرگر شناس...

@taninدلبری هایت دلم را برد تا دلبر شویچادرت باعث شده امروز ...

دلبری هایت دلم را برد تا دلبر شویچادرت باعث شده امروز زیبا ت...

#ضرب_المثل قدر زر زرگر شناسد، قدر گوهر، گوهریمرد جوانی نزد «...

رسوای چشمهات ( غزلی از دادا ) *** آغــوشِ سیـلم از غــمِ سـ...

دل و دین و عقل و هوشم همه رو به آب دادیز کدام باده ساقی به م...

قدر زر، زرگر شناسد...قدر گوهر، گوهری...!:))بازم پشت سرش میگی...

چشــم جـــــادویی و موهای رها از روســـــری روی لب ها رنگ سر...

آقای ایران

مرد جوانی نزد «ذوالنون مصری» رفت و از صوفیان بدگوئی کرد. ذوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط