{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق به توان۷

عشق به توان۷




مایا:هع نکنه به خاطر ات این کارو میکنی
جیهوپ:شاید
مایا:و الان در جریانی که من مافیام
جیهوپ:مایا حتی فکرشم نکن اون دوستته
مایا:ددستی هععععععع وقتی یه نفر عشقت رو بدزده بهش دوستی نمیگن بای

واااااای اگه بلایی سر ات بیاره چی........نه بابا ولش


ویو ات:رفتم توی اتاق نازی که دیدم خونی روی زمین افتاده و روی دیوار با خونش نوشته شده بود(منتظرم باش)
سریع رفتم چک کردم قلبش نا منظم میزد پس هنوز امید بود سریع بلندش کردم و گذاشتمش توی ماشین

پرش زمانی بیمارستان

>خانواده نازنین کیه
.خا....خانوادش اینجا نیست مشکلی پیش اومده
>ایشون به خون احتیاج دارن اگر تا ۳۰ دقیقه دیگه بهش خون نرسه میمیره
.او....اوکی گروه خونیش چیه
O+>
.اههههه من گروه خونیمA
گس دیگه ای رو ندارید
.نه نه نمیدونممممممممممممم
>خب پس.....من سعی میکنم نجاتشون بدم
.ممنون


پرش زمانی به۴ ماه بعد

الان ۴ ماهه نازنین مرده هنوزم نمیدونم چرا وقتی به پلیس خبر دادم دوربین ها رو چک کرد یک مرد سیاه پوش دقیقاً ۱۰ دقیقه قبل اومدن پن توی اتاق روی گردن نازنین خط انداخت و نوشته رو روی دیوار کشید و رفت
ویو جیهوپ
توی این ۴ ماه یه حسی نسبت به ات پیدا کردم


ویو کوکی
نمیدونم چرا چند روزه وقتی ات رو میبینم هول میکنم

ویو جین
دو ماهه که هر وقت ات رو میبینم و میخوام باهاش حرف بزنم همش سوتی میدم و به تته پته میوفتم

نامجون
این روزا همش به ات اهمیت میدم

تهیونگ
از روزی که ات رو دیدم همش دوست داشتم یک سره پیشم باشه و برای خودمم عجیب بود

(دیگه مال جیمین و شوگا وجیهوپ رو خودتون تصور کنید)

ویو ات
امروز رفتم لباس پوشیدم برم قدم بزنم داخل این ۴ ماه با اعضا صمیمی شدیم و من بیشتر با جین صمیمی شدم زنگ ز م بهش باهام بیاد بیرون اونم قبول کرد و آدرس براش فرستادم خودمم راه افتادم که برم همونجا.....یهو یه نفر یه چیزی انداخت توی بغلم.........وا مردم خل شدن
بازش کردم که دیدم یه نامه با یه چاقو بود
تا اومدم نامه رو باز کنم صدای جین رو شنیدم و گذاشتمش توی کیفم و رفتیم برای خودمون بگردیم

پرش زمانی به شب ساعت ۱
ساعت یک بود که رسیدم خونه جین رو هم با خودم آور م راستش ترسیدم هیتر ها بهش آسیب بزنن من همیشه لباسای پسرونه هم داشتم ولی اندازه جین نمیشد یا دم افتاد نازی لباس هایی برای داداشش خرید رفتم آوردم دادم جین پوشید خودمم رفتم قایمکی نامه رو بخونم نامه رو باز کردم و خوندم
محتوا نامه📝...............



ادمین انگشتاش وزن کم کرد بریم برای بقیش


(سلام خانوم کوچولو چطوری از چاقویی که برات فرستادم خوب مراقبت کنی هاااااا من یه روزی تورو رو در رو میبینم و چاقومو سالم میخوام باییییی)
یه نگاه دقیق به چاقو کردم که روش لکه خون دیدم...........
خب الان پارت بعد رو میذارم
دیدگاه ها (۴)

عشق به توان۷چاقورو نگاه کردم که روش لکه خون دیدم سریع رفتم ت...

وقتی لختی و در حموم باز میشه هر هفتاشون میبیننتنامجون:عععععع...

عررررررررر🤤🤌🏻

عشق به توان۷ویو جیهوپچشمم به لبای ات افتاد و اختیار خودمو از...

𝑝𝑎𝑟𝑡6اسم فیک:𝐼 𝑙𝑖𝑘𝑒 𝑗𝑖𝑛ویو شیلا:بعد از اینکه ماجرا رو فهمیدم...

p𝑎𝑟𝑡17اسم فیک:𝑗𝑖𝑚𝑖𝑛 𝑎𝑛𝑑 𝑢𝑜𝑠ℎ𝑎ویو یوشا:از خواب بیدار شدم دیدم...

سناریو چند پارتی کوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط