{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سالی که گذشت سالی که گذشت به من فهمانید که چقدر یک سال

سالی که گذشت... سالی که گذشت به من فهمانید که چقدر یک سال می‌تواند طولانی و فرساینده باشد . هیچ وقت فکر نمی‌کردم که به دیده سالی را که به اندازه پنج سال بگذرد را ببینم ، پایان امسال ، روز تولد من است . شاید با پایان این سال من هم به پایان برسم ، تهی شوم . فکر میکنم امسال غمگین ترین تولدی باشد که در زندگی خویش تجربه میکنم . چه چیزی غمگین تر از آنکه در روز تولد خویش ، وطنم را خونین ببینم ؟
این سال فلاکت بار و ننگین چه بلایی به سرت آورده ای بانو ؟... ایران بانو ! مرا می‌بینی ؟ من همانی هستم که در نوشته هایم از خوبی های فراوانت می‌نوشتم و حال چیزی جز اه و افسوس بر قلم نگاشته نمی‌شود .حتی قلمم هم متوجه غم تو شده . من همچون ایرانم مغموم جان ها مانده ام . میفهمید ؟
حال باید تبریک بگویم ، مگر نه ؟
تبریک بر تو ای ایرانی ! تبریک که دوام آوردی !
زمستان به سر آمد ، بهار کجاست ؟ چه دعایی می‌توانم بکنم جز آنکه ای خدا ! نگذار بهارمان خزان شود . حال دگر جانمان به سر آمده ...
وضعیت مملکت را لحظه‌ای کنار بگذار . چه روز هایی که ما با دلیل بی دلیلی در رنج و عذاب بودیم . چقدر که برای بی دلیلی خود دلیل آوردیم و آخر به هیچ رسیدیم ...
دیدگاه ها (۳۱)

امیدوارم به اندازه کافی خونده بشه :خیلی تلاش کردم سکوت پیشه ...

~ به قلم اعتماد کن ~بسته ویژه برای سال تحویل ...شاید یه ذره ...

پری زیبا ، پری بانو ...تولدمان مبارک همزاد من ، کاش می‌توانس...

فردا پایان تعطیلات نوروز است .شنبه ...اینقدر این روزها دست ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط