{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فردا پایان تعطیلات نوروز است

فردا پایان تعطیلات نوروز است .
شنبه ...
اینقدر این روزها دست به قلم نشده بودم که احساس دلتنگی تمام وجودم را فرا گرفته بود . باید فکری برای درس هایم بکنم . از این کلاس ها هیچ استفاده ای نکرده ام .‌وای به حال امتحانات مجازی ...
زندگی در این روزها به نظر سخت و دشوار می‌آید اما جوری می‌گذرند که گویا روزهایمان سوار مترو شده اند .
آه ... چقدر این روزها بد خط و بد اخلاق و گنده دماغ شده ام . قلمم هم متوجه وضع من شده ، با من همراهی می‌کند ...
او هم اعصابش را مانند من موج برداشته . اما این موج کی باز خواهد گشت ؟
شروع کتاب جدید در حالی که کتاب قبلی را به پایان نرسانده ، خواندن و نوشتن کتاب کار در حالی که حتی صفحه ای از کتاب اصلی را جلو نبرده ام و گوش دادن بی وقفه به موسیقی در حالی که فکر میکنم پرده های یا گوش هایم در حال انفجارند .
در ضمن که با وجود هیچ یک از کارهای انجام نشده و به تعویق افتاده ، شروع به گوش دادن به ویس های کلاس های « آداب المتعلمین » کرده ام .
و حال باید خود را برای کلاس مجازی فردا که نمیدانم آیا باید پایانش را به خدا بسپارم یا خیر آماده کنم .
نمیدانم به وضعیت خود بگریم یا خداراشاکر باشم که حداقل در این روزها دچار زوال عقلی نشده ام .
وای که چقدر در این روز ها چای خوردم ...
قهوه ام به اتمام رسیده و حال خرید دوباره ندارم ، چه از این بدتر ؟

ــ ۱۴۰۵/۱/۱۴ ( همینجوری 🙂)
دیدگاه ها (۱۷)

رنگ بی‌نهایت قشنگیه ، مثل لانا

وقتی از من میپرسن چی شده : چیزی نشده ، خب مشکل همینه

وضعیت کل گالریم به طور کاملا ناخواسته:

او یک مرد قد بلند بود که هشت تا ماشین داشت .دوتا از آنها را ...

این افراد برمیگردند و به من نگاه میکنند .می‌خواهند ملتفت شون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط