{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلام سلام عسلام

سلام سلام عسلام
] اولین بوسشون![
(~—▽—)~
کاراکتر ها: چویا ، دازای ، اتسوشی ، اکوتاگاوا
~چویا~
تو مافیا نشسته بودی و با گزارشا درگیر بودی که در میزنه و وارد اتاقت میشه.
_«ا/ت این گزارشارو رئیس داد چکشون کن!!!» دستور میده. معلومه مسـ...ـته نزدیکت میشم و تورو بین دیوار و خودش گیر میندازه و لباتو وحشیانه میبوسه! (چوچو بیا منم ببوس!!!)
~دازای~
تو خونه ی اونی بزور تورو برده خونش بدون اینکه بهت بگه محکم میندازتت رو تخت و روت خیمه میزنه و لباتو میبوسه! 
~اتسوشی~
عااا باید بگم اول تو این بشر رو میبوسی تا اون! 🤦‍♀️
~اکوتاگاوا~
توی بندر داره زاغ سیاه دازای رو چوب میزنه تا به تو نزدیک نشه .  اروم سمتت میاد میری بغلش میکنی از شدت محبت نرم میشه و عشقش فروکش میشه و لباتو میبوسه!
________________________
اولین بارمه بعد چند سال از اینا نوشتم. این درخواستی چوکا بود. خوب بود؟ اگه درخواستی داشتید بهم بگید بنویسم.(-▽-)_♡
دیدگاه ها (۰)

اقا..... یچیزی چرا همه ازم انتطار دارن مثل یه دختر 22 ساله ر...

[]عمارت عشق[] part 6 / پارت ویژهلباسارو خریدیم و از پاساژ بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط