{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک شب خدا که خوابید،،،

یک شب خدا که خوابید،،،
یواشکی میروم
خانه اش، کلید خوشبختی را میدزدم
بعد میرم سراغ جعبه خوشبختی بازش میکنم
خوشبختی را که برداشتم
از همان بالا میریزم روی سر همه...
دیدگاه ها (۲)

این عکسو خودم گرفتم نظرتون چیه؟¿

وایییییییییییییییییی من میخوام

Forced MarriagePart 30چند ثانیه فقط به جعبه خیره مونده بودیم...

اعتماد

#in_your_eyespart_۹۹ویو کایلااز همون صبح تصمیممو گرفته بودم....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط