رمان شیطان کش

رمان شیطان کش
پارت ۲
شاید نتوانم







تومیوکا:(در حال قدم زدن و فکر کردن) لعنت به زندگی
تنگن: به به بالاخره فهمیدیم تو هم حرف میزنی
تومیوکا: (بی اهمیت از اون جا رفتن)
تنگن: موضوع راجب شینوبو سان هست؟
تومیوکا:(تنگ شدن مردمک چشم)
تنگن : هاهه حدس میزدم
تومیوکا: چی میخوای
تنگن: خوب گوش کن به عنوان مردی که ۳ تا زن داره بهت میگم درون گرا نباش دست و دل باز باش
تومیوکا: تو کجایی و من کجا ولم کن
تنگن : خود دانی ولی حتا با این وجود اون هم بهت نیاز داره
تومیوکا: (بعد از وایستادن به راهش ادامه داد)
شب بود هنگامی که هاشیرا ها برای مجلس جمع بودند
گیومی: خوش اومدید ارباب
ابویاشیکی:مچکرم خب در ادامه میخوام درباره پدیدار شدن یه شیطان رده بالا صحبت کنم شما همتون راجب دوما شنیده اید
شینوبو:(تنگ شدن مردمک چشم)
ابویاشیکی: اون خودش رو نشون داده و حالا وظیفه ما هستیم بدونیم دلیل این کارش چیه و اون رو شکست بدیم
روز بعد
تانجیرو: تومیوکا سان چرا مظترب به به نظر می‌اید
تومیوکا: (با ترس)نمیدونم حس خوبی ندارم انگار یکم میترسم نه از مرگ خودم واقعا حتی نمیدونم از چی میترسم









چطور ؟
منتظرم
بای
دیدگاه ها (۱۱)

درودپیج رمان هست از شیطان کش خوش حال میشم کامنت بدید و نظر ب...

رمان انیمه ای هنوز نه چپتر ۱۵

رمان انیمه ای هنوز نه چپتر مهم ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط