✉️نامه ای از پسر یک مادر شهید!
✉️نامه ای از پسر یک مادر شهید!
نامه در مجلس ترکیه توسط تانری کولو نمایند کورد خوانده شد.
لحظه تیر خوردن مادرم را به من خبر دادند!
شتابان به سوی محل رفتیم، هنوز نرسیده بودیم!
عمویم برای نجاتش اقدام می کند، که او را هم با تیر می زنند!
من که رسیدم همسایگان جنازه عمویم را بر می داشتند!
مادرم در وسط کوچه مانده بود، خواستم که به سویش بروم، همسایگان مانع از رفتنم شدند!
گریه کردم، گریه کردم، گریه کردم!
مادرم همچنان در وسط کوچه ماند، هنوز می جنبید و بعد کم کم حرکاتش کند شد!
با چه کسانی تماس که نگرفتم! تقریبا با همه، قائم مقام، استاندار( والی) و "یکی از آنها با من"، بە همە گفتیم:
حداقل این لاشخورهایتان را عقب بکشید، جنازە مادرمان را برداریم!
عجبا مادرم چە حسی داشت، درد می کشید، درد داشت.
محبت چیست! ما اصلا بر زبان نمی آوردیم، ولی مادرم آغوش گرمی داشت که به همه دنیا بدل بود، با هزاران جمله قادر به بیان آن محبت نیستم!
مادرم دقیقا ۷ روز در وسط کوچه ماند!
هیچ کدام از ما نخوابیدیم!
نخوابیدیم زیرا ترس داشتیم، سگ های ولگرد و پرندگان (لاشخورها) جنازه مادرم را خراب کنند!
او آنجا خوابید و ما ۱۵۰ متر اینطرف تر مردیم!
یک انسان تا چه حد می تواند همنوعش را آزار دهد، دولت هم (حکومت اردوغان) در طی ۷ روز چنین آزارمان داد!
هفت روز، دقیقا ۷ روز جنازه مادرم در وسط کوچه ماند!
انسان خیلی خوب نمی ماند، انسان نمی ماند!
دست های مادرم خشک و فشرده شده بودند!
دستها که چنین فشرده می شوند، معلوم می شود که خیلی درد کشیده!
دست هایش را بوسیدم، حقت را حلال کن مادر!
خونش خشک شده بود، دست ها و صورتش که به خاک افتاده بود، خاکی شده بود، در خون غلتیده بود، لباس هایش خونی شده و بعد خشک شده بودند و مادرم مثل سنگ خشک شده بود!
بویش رفته بود، بوی خاک و خون می داد، مادرم!
از جان مادرم، روحش را گرفته بودند!
کسانی که به خدا ایمان دارند!!!
چشمهایش باز مانده بود، مادرم! نگاهش به سوی خانه، پاهایش را جمع کرده، کمکی شاید بیاید، مقاومت کرده بود، مشخص بود.
مادرم، مادرم را کشتید!
شما فرزند دارید! نمی دانم؟
شما هم نداشته باشید، صاحبان شما دارند!
چه قدر دردناک و سخت است، گفتنش خیلی سخت است!
مادرم ۷ روز، هفت روز در سرما و تاریکی آن کوچه ماند!
چقدر درد کشید، نمی دانم!
چند ساعت جان داد، نمی دانم!
کاش همان لحظه اول جان می داد!
شما مادرم را کشتید!
نامه در مجلس ترکیه توسط تانری کولو نمایند کورد خوانده شد.
لحظه تیر خوردن مادرم را به من خبر دادند!
شتابان به سوی محل رفتیم، هنوز نرسیده بودیم!
عمویم برای نجاتش اقدام می کند، که او را هم با تیر می زنند!
من که رسیدم همسایگان جنازه عمویم را بر می داشتند!
مادرم در وسط کوچه مانده بود، خواستم که به سویش بروم، همسایگان مانع از رفتنم شدند!
گریه کردم، گریه کردم، گریه کردم!
مادرم همچنان در وسط کوچه ماند، هنوز می جنبید و بعد کم کم حرکاتش کند شد!
با چه کسانی تماس که نگرفتم! تقریبا با همه، قائم مقام، استاندار( والی) و "یکی از آنها با من"، بە همە گفتیم:
حداقل این لاشخورهایتان را عقب بکشید، جنازە مادرمان را برداریم!
عجبا مادرم چە حسی داشت، درد می کشید، درد داشت.
محبت چیست! ما اصلا بر زبان نمی آوردیم، ولی مادرم آغوش گرمی داشت که به همه دنیا بدل بود، با هزاران جمله قادر به بیان آن محبت نیستم!
مادرم دقیقا ۷ روز در وسط کوچه ماند!
هیچ کدام از ما نخوابیدیم!
نخوابیدیم زیرا ترس داشتیم، سگ های ولگرد و پرندگان (لاشخورها) جنازه مادرم را خراب کنند!
او آنجا خوابید و ما ۱۵۰ متر اینطرف تر مردیم!
یک انسان تا چه حد می تواند همنوعش را آزار دهد، دولت هم (حکومت اردوغان) در طی ۷ روز چنین آزارمان داد!
هفت روز، دقیقا ۷ روز جنازه مادرم در وسط کوچه ماند!
انسان خیلی خوب نمی ماند، انسان نمی ماند!
دست های مادرم خشک و فشرده شده بودند!
دستها که چنین فشرده می شوند، معلوم می شود که خیلی درد کشیده!
دست هایش را بوسیدم، حقت را حلال کن مادر!
خونش خشک شده بود، دست ها و صورتش که به خاک افتاده بود، خاکی شده بود، در خون غلتیده بود، لباس هایش خونی شده و بعد خشک شده بودند و مادرم مثل سنگ خشک شده بود!
بویش رفته بود، بوی خاک و خون می داد، مادرم!
از جان مادرم، روحش را گرفته بودند!
کسانی که به خدا ایمان دارند!!!
چشمهایش باز مانده بود، مادرم! نگاهش به سوی خانه، پاهایش را جمع کرده، کمکی شاید بیاید، مقاومت کرده بود، مشخص بود.
مادرم، مادرم را کشتید!
شما فرزند دارید! نمی دانم؟
شما هم نداشته باشید، صاحبان شما دارند!
چه قدر دردناک و سخت است، گفتنش خیلی سخت است!
مادرم ۷ روز، هفت روز در سرما و تاریکی آن کوچه ماند!
چقدر درد کشید، نمی دانم!
چند ساعت جان داد، نمی دانم!
کاش همان لحظه اول جان می داد!
شما مادرم را کشتید!
- ۱.۴k
- ۰۷ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط