{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ولی من واقعا دلم می‌خواست این‌روزها یه‌کسی، یه‌جایی منتظر

ولی من واقعا دلم می‌خواست این‌روزها یه‌کسی، یه‌جایی منتظرم بود. زنگ می‌زد می‌گفت داشت بارون می‌اومد، دلم برات تنگ شد. پاشو بیا پیشم، چای دم می‌کنم بخوریم و ساعتها باهم حرف بزنیم بخندیم و بخندیم و بخندیم 🤣

#ستایش_قلب_سربی
#خاص #عشقولانه
#عاشقانه_ها #عشق_جان
#دلبرانه #ویسگون
#حرف_حساب #دلتنگی #دلبر_جان
دیدگاه ها (۰)

تو را از زخم‌هایی که در سینه‌ات داری،‏می‌بوسم.‏و می‌گویم:‏تم...

رخساره نشان دادی بی دین و دلم کردیبگشای خم گیسو بی طاقت و تا...

نیستیو من اینجا بجایآغوشت به شانه ی خاطراتت تکیهداده ام....#...

دوستت دارم ولی در انتظارم نیستیعاشقت هستم ولیکن بیقرارم نیست...

چرا من که دوسش داشتم چرا اون منو دوست نداشت...:(قبل دعوامون ...

Hidden Melody in Midnight Seoul  p.33(از زبون نویسنده)ا.ت بل...

پارته سی و پنجم در آغوش زندان به دهنه ته انتقال میده ته:اه خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط