{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(((خسوف. نَبَوی )))

(((خسوف. نَبَوی )))
بگو ای دل , چرا در آن شبِ تار .
عصای دستِ زهرا بوده دیوار .

نگفت از دردِ پهلوئی شکسته .
نگفت از سیلی و آلامِ مسمار .

خسوفی دید علی بر رویِ ماهش .
خسوفی دلخراش و تیره و تار .

نگفتند ای مؤذّن باز بشتاب .
که ماهِ نَبَوی بگرفته این بار .

نخستین خونبهایِ بَدر و خیبر .
عزیزِ مصطفی , آن دختِ غمخوار .

از آن عهدِ غدیرِ خُم , دریغا .
نشد چشمِ عدو از خواب بیدار .

مهیّایِ سفر شد , سویِ بابا .
به سقطِ محسن و غمهای بسیار .

ستمها دیده بعد از رحلتِ او .
که شد از. اُ مَّتش , بیزارِ بیزار .

همه پروانه هایش , گِردِ او جمع .
همه بی بال و پر , بی یاور و یار .

* سپاهِ اشک ها , لشکر کشی کرد .
* به سویِ فتحِ دریاها و انهار .

نشانِ مدفنش را در مدینه .
علی می داند و آن حیِِّ دادار .

عظیما مختصر کن شرحِ غم را .
دلِ صاحب زمانت را , میازار .
=============================
شعر از عبدالعظیم عربی = خوزستان .
دیدگاه ها (۹)

(خسوفِ نَبَوی)بگو ای دل چرا درآن شبِ تار+عصایِ دستِ زهرا بود...

*** خسوفِ نَبَوی ***بگو ای دل , چرا درآن شبِ تار ؟عصایِ د...

*** خسوفِ نَبَوی ***بگو ای دل , چرا در آن شبِ تار ؟عصایِ...

🔶چقدر لذت بخشه دیدن این مصاحبه!!! شما هم ببینید و کیف کنید.....

🔄 ایران شاهکار کرده...🔸 مثل اینکه جنگ جهانی سوم شروع شده:🔸جز...

شب زیارتی ارباب هاصل الله علیک یااباعبدالله الحسین علیه السل...

🟡 #آیه_تراپی | وقتی سال‌ها منتظر برگشتن کسی یا چیزی بودی و ه...

#لبیک_یامهدی #ظهور_نزدیک_است #لبیک_یا_مهدی #لبیک_یاحسین #عشق...

#لبیک_یامهدی #ظهور_نزدیک_است #لبیک_یا_مهدی #لبیک_یاحسین #عشق...

#لبیک_یامهدی #ظهور_نزدیک_است #لبیک_یا_مهدی #لبیک_یاحسین #عشق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط