پارت۵۴

ویو پیش کوک

در انبار با شدت باز شد قیافه ها همه عصبی بود نفس همه در سینه ها حبس شده بود هیچکس جرعت حرف زدن نداشت

کوک:که میخواستی خواهر من رو بکشی ها؟(داد)

.........

کوک:چرا لالی حرف بزن(عربده)


ته:کوک داداش دهنش بستس چجوری حرف بزنه

کوک:دهنش رو باز کنید

؟:چشم(فرد مهمی نیست برای همین اسم نزاشتم براش)

کوک:حالا جواب من رو بده

سوهو:انتقام فقط انتقام

کوک:این بچه چیکارت کرده ها

سوهو:خون اون زن داخل بدنشه باید بمیره

کوک اسلحه اش رو گذاشت روی سر سوهو

کوک:گفتم دلیل منطقی بیار

سوهو:چون از پدرت متنفرم اگه اون نبود اونم از پیش من نمیرفت

کوک:ببند دهنت رو میخواستی اینجوری ما رو عذاب بدی

سوهو:باید بمیرید

جئون:خفه شو مرتیکه

سوهو:به اون دختر جن......

جئون هم زمان با کوک یه گلوله خالی کردن تو مغزش

کوک:زیاد داشت حرف می‌زد

ته:چه زود

کوک: جسد با شما

کوک:ته بیا خونه ما امشب

ته:نه شما بیاید ا.ت هم اونجاست

کوک:نه زحمتت میشه ما میریم ا.ت رو بر میداریم

ته:نه زحمت نمیشه
دیدگاه ها (۱)

پارت۵۵

پارت۵۶

پارت۵۳

پارت۵۲

هرزه ی حکومتی پارت ۲که کوک بلند شد و.... رفت سمت ا/ت ونشست ک...

هرزه ی حکومتی پارت ۹ا/ت : ....کوک چرا مست کردی . نگرانکوک : ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط